چند راهکار درباره نحوه صحیح رفتار با فرزندان در سن بلوغ

1- شناخت شخصیت نوجوان در سن بلوغ :

وقتی که والدین ویژگی‌های دوره نوجوانی و دوره بلوغ  نوجوانان را می شناسند . بسیاری از رفتارهای ناخوشایند آنان را غیرطبیعی نپندارند  و این امر موجب بروز عکس‌العمل در والدین نمی شود و به تیرگی روابط با نوجوان نخواهد انجامید.

2- استفاده از روش تغافل (نادیده گرفتن:(

از موثرترین روش‌های تربیتی در این دوره «روش تغافل» است. یعنی مسائل و مشکلات نوجوان را بزرگ نشان ندهیم که در او ایجاد وحشت نماید و یا او را به لحاظ رفتارهایش دائم باز خواست ننمائیم.

بلکه نوجوان بایستی همواره در حالت خوف و رجاء باشد. شاید گاهی لازم باشد از خطایش چشم پوشی کنیم تا رویش به رویمان باز نشود. البته گاهی تشخیص آن با هوش و ذکاوت خودتان است.

3- ایفای نقش راهنمایی بجای دستوری:

در برخورد و رفتار با فرزندان در سن بلوغ باید از نقش دستور دهنده به نقش همراه و همدل تبدیل شوید.

4- آموزش:

مهمترین دلیل ترس و اضطراب از هر موضوعی جهل و ناآگاهی نسبت به آن موضوع می‌باشد که ضروری است برای کاهش ترس و اضطراب‌های نوجوانی آموزش‌های لازم در مورد:

بلوغ، مهارت دوست‌یابی، مهارت حل مساله، گذراندن اوقات فراغت، مهارت برنامه‌ریزی درسی و مواردی از این قبیل به نوجوان آموزش داده شود.

5- برقراری رابطه دوستانه و عاقلانه:

ما والدین با مراقبت دوستانه و عاقلانه خود احساس ایمنی و اطمینان را در وجود نوجوان ایجاد می‌کنیم. و این رابطه دوستی که در  رفتار با فرزندان در سن بلوغ در پیش گرفته ایم به معنی اینکه تمام خطاها و لغزش هایش را ندید بگیریم، نیست!

6- اعتماد سازی:

باید بیاموزیم که چگونه حس اعتماد نوجوان را نسبت به خودمان جلب و جذب کنیم، چنانچه اعتماد میان نوجوان و والدین کمرنگ شود او برای حل مسائل خود به دیگران مراجعه می‌کند.

7-ارتباط کلامی مقدمه ارتباط عاطفی:

ما والدین با تنظیم ساعات کار خود و بسترسازی مناسب در منزل بایستی فرصت کافی برای «ارتباط‌های کلامی» با اعضای خانواده به ویژه نوجوان را فراهم آوریم چرا که:

ارتباط کلامی خود مقدمه «ارتباط عاطفی» است که نوجوان مخصوصا در دوران بلوغ سخت به آن نیازمند است.

8- تاکید بر محبت و پرهیز از خشونت:

ارتباط با نوجوان در حال بلوغ اگر بر اساس عشق و علاقه و صمیمیت استوار باشد اعتماد به نفس را در او تامین و تضمین می‌نماید و اگر بافشار و خشونت همراه باشد ممکن است موجب اختلال عصبی و دشواری‌های روانی در او شود.

9- الگوهای رفتاری والدین:

نوجوان علاقمند است که والدین دارای شخصیتی مستحکم و با ثبات و پایدار باشند چون به اتکاء شخصیت و همانند سازی آنان نیازمند است و توجه والدین به الگوهای رفتاری خود مورد تاکید است.

 

10- پرهیز از مناقشات خانوادگی:

خانه بایستی محل آرامش و امن و مستحکمی برای اعضاء خانواده به ویژه نوجوان باشد و مناقشات و جرو بحث‌ها و دعواهای علنی والدین به آن لطمه نزند و بهانه گریز نوجوان از خانواده را فراهم نیاورد.

11- گوش دادن:

با نوجوان صحبت کنیم و به سخنان او با علاقه گوش فرا دهیم و بدانیم که خوب گوش کردن به حرف‌های نوجوان رمز ارتباط موثر با اوست.

12- تکیه بر نقاط قوت:

با مشاهده ی برخی ضعف‌ها، نوجوان را تحقیر و سرزنش و یا با دیگران مقایسه‌اش نکنیم بلکه بیشتر سعی نمائیم برای از بین بردن ضعف‌هایش قوتش را تجلی بخشیم.

13-انتظار به اندازه:

با کسب شناخت همه جانبه از نوجوان در سن بلوغ باید بدانیم هنوز تمام ویژگی های اخلاقی و رفتاری او کامل نشده است. و خطا و اشتباه در رفتار او بسیار مشاهده می شود .

اما با صبر وحوصله می توان کم کم مشکلاتش را مرتفع کرد. پس  به اندازه ی توان و ظرفیت وجودیش از وی انتظار داشته باشیم.

14- اجازه خطا کردن به‌  فرزند در حال بلوغ بدهیم:

نوجوان بایستی بیاموزد که از مشکلات گریزان نباشد بلکه برای حل مشکلاتش به دنبال کشف راه حل باشد و این زمانی است که اجازه خطا کردن را به او بدهیم تا از خطا کردن احساس گناه نکند و بتواند فرصت یافتن راه حل را بیابد.

15-مشورت با نوجوانان در دوران بلوغ:

باید والدین کم کم یاد بگیرند که نبایستی عقاید خود را بر او تحمیل کنند بلکه بایستی او را تحمل کرد و با مشورت گرفتن از او در امور خانه در کسب استقلال یاریش کنند.

16-فعال بودن نقش پدر در تربیت نوجوان:

همان‌گونه که «مادر» نخستین گذرگاه کودک و نوجوان به زندگی اجتماعی است آنچه که بسیار مورد نیاز یک نوجوان است وجود «پدری» است که خانواه بتواند بر او تکیه کند. «پدری» که گرم، مهربان و پرشور باشد.

17- پذیرش بدون قید و شرط نوجوان در سن بلوغ:

یکی دیگر از نمونه های رفتار با فرزندان در سن بلوغ این است که  فرزندمان را همانطور که نشان می‌‌دهد بپذیریم نه ‌آن‌طور که در رویا و تخیل خویش تصور می‌کنیم.

بدانیم اگر نوجوان و فرزند در حال بلوغ  در خانواده مورد احترام قرار گیرد، یاد می‌گیرد خودش را آن‌طور که شایسته هست بپذیرد.

18- جلوگیری از تنهایی فرزندان پس از بلوغ:

از دوران بعد از بلوغ باید والدین مراقب تنهایی های نوجوانانشان باشند. چرا که بسیاری از مسایل و انحرافات ریشه در تنهایی های بی حساب و کتاب فرزندان چه در خانه و چه در خارج از منزل دارد. البته این به معنای فضولی و سرک کشیدن گاه و بیگاه ناراحت کننده نیست.

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابولفضل حسینی

سیزده گام اساسی برای ارتباط با نوجوان

جو را آرام کنید!

شاید اصلیترین قدم برای داشتن یک ارتباط خوب بین نوجوان و والدین ایجاد امنیت روانی است. یعنی فراهم کردن محیطی که فرد در آن احساس آرامش و امنیت داشته باشد. در یک خانوادهی آرام، افراد احساس همبستگی دارند و حس میکنند برای هم مهماند و میتوانند روی کمک یکدیگر حساب کنند. اما برعکس در خانوادههایی که تنش و درگیری بین والدین بالاست این حس امنیت نابود میشود و نوجوان امنیت را در بیرون از خانه جستوجو میکند.

 

دمدمیمزاج نباشید!

 والدینی که ثبات عاطفی ندارند یا به تعبیری دمدمیمزاج هستند، در برقراری ارتباط مثبت و دوسویه با نوجوانانشان دچار مشکل میشوند. یادتان باشد نوجوان به پدر و مادری که از نظر عاطفی متزلزل باشد نمیتواند تکیه کند؛ بنابراین والدین باید به بهداشت روان و سلامت روانی خود اهمیت دهند تا بتوانند بهعنوان فردی سالم در برقراری ارتباط با نوجوانشان توانمند باشند. یک نوجوان دختر وقتی همیشه مادرش را مضطرب و نگران میبیند نمیتواند دربارهی مسائل خود با او به‌‌راحتی صحبت کند؛ یا پسر نوجوانی که پرخاشگریهای مدام پدر و از کوره در رفتنهای او را هر روز میبیند چگونه میتواند با پدر احساس صمیمیت و نزدیکی کند؟

نیمهی پر لیوان را ببینید!

   این روزها بیشتر روابط والدین و نوجوانان تلاش برای تصحیح رفتارهای اشتباه نوجوان است. آنها مدام توصیه میکنند نوجوانانشان بیشتر درس بخوانند یا تلاش میکنند عادتهای به گمان خودشان اشتباه نوجوانها را عوض کنند.

به زبان ساده پدر و مادرها در ارتباط با نوجوان همیشه نیمهی خالی لیوان را میبینند؛ مثلاً شکستها، نمرات بد، دوستان بد و بدرفتاریها. در حالی که در کنار این موضوعات موفقیتها و کارهای خوب نوجوان بهراحتی نادیده گرفته میشود. «فاطمه کارنامهاش را با کلی ذوق به مادر نشان میدهد و خوشحال است نمرات قابل قبول و خوبی دارد اما مادر به محض دیدن کارنامه به او میگوید واقعاً خجالت نکشیدی ادبیات به این آسانی نمرهات 17 شده مگه از ریاضی سختتر بود یادته شب امتحان چند بار گفتم برو بخون گفتی بلدم اگه بلد بودی که الان نمرهات باید 20 میشد» این بازخورد نامهربانانهی مادر همهی تلاش او برای امتحانات را زیر سؤال میبرد.

مادر میتوانست اول نمرات خوب او را مثال بزند و از او به خاطر تلاشش تشکر کند و خوشحالیاش را به خاطر نمرات خوب دخترش نشان دهد و در فرصت مناسب به او میگفت امیدوارم ترم بعد درس ادبیاتت را هم جدیتر بخوانی تا مثل بقیهی نمرههایت عالی باشد.  در صحبت با نوجوان باید تلاش کرد صحبتها بیشتر مثبت و مشوق باشد تا منفی و سرزنشی. والدینی که در مکالمات خود با نوجوان به رفتارها و ویژگیهای مثبت او توجه میکنند راحتتر میتوانند خطوط ارتباطی خود را با نوجوانشان گسترده کنند و نوجوان تمایل بیشتری به ارتباط با آنها خواهد داشت و احساسات، افکار، نگرانیها و غدغههای خود را راحتتر بازگو میکند. در این نوجوان صمیمیت و حس اعتماد به والدین راحتتر شکل میگیرد و پدر و مادر به تکیهگاهی مطمئن برای درددل و صحبت کردن و راهنمایی خواستن  و مشورت تبدیل می شوند.

 

دنیای نوجوانان را درک کنید!

شاید کمی سخت باشد اما نتیجهاش حتماً خوب خواهد بود: خودتان را جای نوجوانتان بگذارید یعنی سعی کنید بفهمید الان وضعیت و موقعیت را چگونه میبیند و انگیزهاش از انجام کارهایش چیست؟ مثلاً چرا دوست دارد موهایش را این مدلی درست کند؟ چرا این رفتار را از خود نشان میدهد و از همه مهمتر چه چیزی باعث میشود تلاش کند بعضی چیزها را از شما مخفی کند؟ ترس او از شماتت یا سرزنش شما یا ترس از اینکه مانع انجام این کار شوید یا چیزهای دیگر؟ یکی از راههایی است که به شما کمک میکند بتوانید از دریچهی چشمهای او دنیا را نگاه کنید. مطالعه کردن دربارهی دنیای نوجوانی یکی از راههای شناخت ویژگیهای این دورهی سنی است.

 

با او حرف بزنید!

      اگر پدرو مادر ساعات زیادی از روز درگیر انجام کارهای خود هستند و نوجوان پشت درهای بستهی اتاق در دنیای اینترنت و فیلم غرق است و صحبتهای مادرانه در حد «غذایت را خوردی»، «نمرهات چند شد؟»، «بیدار شو مدرسه دیر شد» و صحبتهای پدارانه در حد «پول توجیبی این هفتهات را بگیر» و «هزینهی کلاسهایت پرداخت شد» باشد یعنی باید منتظر یک اتفاق ناخوشایند در این خانواده بود. این اتفاق دور شدن هر روز نوجوان از والدینش است.

 هیچچیز در یک خانواده مهمتر از ارتباط اعضای خانواده با هم نیست و هیچ چیزی نباید جایگزین مکالمه و صحبت کردن باشد. گذاشتن زمانی برای در کنار هم بودن و صحبت کردن، نوجوان را به خانه برمیگرداند و احتمال آسیب او را کاهش میدهد. بنابراین سعی کنید حتماً زمانی را برای صحبت با او اختصاص دهید. سعی کنید یادتان باشد صحبتهایدوستانه باشد نه آمرانه. برای این کار دامنهی علائق او را شناسایی کنید و در آن زمینه اطلاعاتی را به دست آورید. صحبت با نوجوان دربارهی مسائل مورد علاقهاش شما را به او بیشتر نزدیک میکند و درهای بستهی رابطه را به سوی شما باز میکند.

 

مقایسه نکنید!

قبول کنیم نوجوان ما فردی منحصر به فرد است؛ او خودش است و بس. تواناییها و ضعفها، احساسات، خواستهها و تمامیت وجود او با دیگران متفاوت است. بنابراین مقایسه کردن هیچکس با دیگری امکانپذیر نیست. شاید باورش برایتان سخت باشد که بپذیرید همین مثال زدن موفقیتهای نوجوانان همسن‌‌وسال او و گفتن اینکه «مگه تو از اونا چی کم داری؟» یکی از داسهایی است که با آن به ریشهی رابطهتان با نوجوان میزنید. به جای این کارها سعی کنید به او در شناخت استعدادها و تواناییهایش کمک برسانید و بستری را فراهم کنید تا او راحتتر بتواند توانمندیهایش را رشد دهد.

 

با او مشورت کنید!

          به جای تحمیل مسائل با  او مشورت کنید و از او نظر بخواهید. در امور ساده و روزمرهی منزل، برنامهریزیهایتان برای خرید کردن و غیره تا حد امکان از سلیقهی او هم استفاده کنید و در انجام کارها از او همفکری بخواهید. این کار شما باعث میشود مشورت کردن را یاد بگیرید. بنابراین در تصمیمگیریهای مربوط به خودش با شما مشورت خواهد کرد. دقت کنید اگر از شما مشورت خواست اول شنونده‌‌‌ی خوبی باشید. بهخوبی گوش دهید و فوری شروع به نصیحت نکنید. بعد از اینکه خوب همهی حرفها و احساساتش را درک کردید، راهنماییهایی را که لازم میبینید به او ارائه دهید و به جایش تصمیم نگیرید بلکه به او پیشنهاد بدهید و نهایتاً مسئولیت تصمیمگیری را به خودش واگذار کنید.

احساساتش را بپذیرید!

 والدین میبایستی از برخوردهای منفی و شدید و کوچک جلوه دادن احساسات نوجوان یا گفتن اینکه چقدر اشتباه کرده است، پرهیز کنند. مثلاً مسخره کردن نوجوانتان وقتی از شکست تیم مورد علاقهی ورزشیاش ناراحت است، یکی از آن درک نکردن احساسات است. به جای اینکه به او بگویید «خوب حالا از بردوباخت اون تیم چی به تو میرسه؟» سعی کنید شدت علاقهی او را به تیم ورزشی مورد علاقهاش درک یا لااقل سکوت کنید. مسخره کردن او یا بی اهمیت جلوه دادن احساساتش باعث بیاعتماد شدن او به شما میشود و حس میکند دنیای شما خیلی از او دور است، او را نمیفهمید و نمیتواند در بقیهی زمینهها نیز روی شما حساب کند. پیشبینی میکند مسخرهاش خواهید کرد یا درکش نمیکنید.

 به‌‌‌اندازه نصیحت کنید!

خیلی از والدین وظیفهی اصلی پدر یا مادر بودنشان را در نصیحت کردن به نوجوانشان خلاصه میکنند. آنها در صورت بروز مشکل برای نوجوان همیشه با شکایت از وضع پیش آمده با ناراحتی این جمله را مطرح میکنند «باور کنید خودم اندازهی یک روانشناس میدونم. بارها نصیحتش کردم گفتم این کارو نکن ولی گوش نداد». غافل از اینکه خیلی اوقات نوجوانان سؤال و جوابها و نصیحتهای تکراری والدین را کاملاً دیوانهکننده میدانند. آنها در برابر سؤال جوابهای بیانتهای والدینشان جوابی سرسری میدهند یا دقیقاً به والدین چیزی را میگویند که آنها میخواهند بشنوند نه واقعیت را. 

 

به نوجوانتان مسئولیت بدهید!

 به فرزند نوجوانتان مسئولیتهایی را واگذار کنید. انجام دادن همهی کارهای او شما را به پدر و مادر نمونه تبدیل نمیکند، بلکه از فرزندتان یک نوجوان بیمسئولیت خواهد ساخت. بنا براین سعی کنید به او مسئولیتهایی بدهید و انجام کارهایش را به خودش واگذار کنید. اجازه دهید با عواقب خوب یا بد این مسئله خودش روبهرو شود. از طرفی، دلیلی ندارد مدام به او دستور دهید و به او گوشزد کنید کارهایش را انجام دهد. به جای تکرار دستورات، که باعث رنجش و عصبانیت او میشود بهتر است آنها را قانونمند کنید و پاداش و تنبیهی برایش در نظر بگیرد  و بقیه را به خودش واگذار کنید.

 

الگوی مناسبی باشید!

 یک اصل مهم این است که بچهها بیشتر از اینکه حرفهای ما را گوش دهند و به خاطر بسپارند، کارهای ما را میبینند و یاد میگیرند. پدر و مادری که بهراحتی دروغ میگویند نمیتوانند صداقت را از نوجوانشان انتظار داشته باشند.

روشن صحبت کنید!

گاهی خیلی از مشکلات بین والدین و نوجوانان به این خاطر است که والدین موضعگیری روشن و دقیقی ندارند. والدین باید درباره‌‌ی قوانین و مقررات خانه دقیق و واضح صحبت کنند و مثلاً خواستههایشان را دربارهی رابطه با دوستان و همکلاسیها، زمان برگشتن به خانه، شرکت در مهمانیها، استفاده از اینترنت، موبایل و... به روشنی مطرح کنند.

 

 نوجوانتان را بپذیرید!

پذیرش به معنای تأیید بیچون چرای نوجوان و همهی خواستههایش نیست بلکه به معنای دوست داشتن نوجوان و جدا کردن عمل و رفتار از خود نوجوان است. به این معنا که حتی زمانی که رفتار نوجوانتان را قبول ندارید، به او بگویید او را دوست دارید، میپذیرید، برایش احترام قائل هستید و مشکل شما با رفتار او یا اشتباهی است که انجام داده است. باید نشان دهید کار او را دوست ندارید نه خودش را.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابولفضل حسینی

5 اشتباه رایج والدین و روش اصلاح آن در برخورد با نوجوانان


خطای اول: انتظار بدترین را دارید:

بسیاری از والدین به بزرگ شدن نوجوانشان به چشم یک مصیبت نگاه می‌کنند، با این باور که تنها می‌توانند بدون هیچ کمکی تبدیل کودک دلبندشان به یک غول غیر قابل پیش بینی را تماشاکنند. اما این روش باعث می‌شود که شما و نوجوانتان سالهای بدی را بدون رضایت از در کنار هم بودن بگذرانید.

پیغامی که ما به نوجوانمان می‌دهیم این است که او تنها زمانی خوب است که کارهای بد نکند. مثلاً لباسها و موهای خود را همانگونه که ما می‌پسندیم بیاراید و تنها با دوستانی که ما می‌شناسیم و تایید می‌کنیم ارتباط داشته باشد. و همیشه در حال درس خواندن و یا ورزش باشد. زیرا می‌ترسیم از دوستانش قرص و سیگار بگیرد و معتاد شود.

جالب است بدانید متخصصان می‌گویند انتظارات منفی شما می‌تواند او را به همان رفتاری که از آن می‌ترسید سوق دهد. تحقیقات نشان داده نوجوانانی که والدینشان از درگیر شدن آنها در رفتار پر خطروحشت داشته‌اند، تا یک سال بعد از بررسی بیشتر از بقیه درگیر همان رفتار پر خطر شده بودند. بنابر این به جای اینکه مدام فرزندتان را از کارهای بد بترسانید، بر علایق و سرگرمی‌های مورد علاقه‌اش تاکید کنید. حتی اگر آن‌ها را درک نمی‌کنید.


لازم است شما راه تازه‌ای برای ارتباط با نوجوانتان پیدا کنید و دوباره با دلبندتان مرتبط شوید و چیزهای تازه‌ای از او یاد بگیرید. اگر او عاشق رایانه و تلفن همراه است و دوست دارد با آنها ور برود با او همراه شوید تا هم شما از او چیزهای تازه در این باره یاد بگیرید و هم بتوانید ارتباطات او با دیگران را از این طریق نظارت کنید. اگر او به فوتبال یا ورزش دیگری علاقه دارد می‌توانید دراین ورزش با او همراه شوید حتی اگر همراهی شما تماشای یک مسابقه با یکدیگر باشد.


خطای دوم: کتابهای فرزند پروری زیادی می‌خوانید:

علاوه بر اعتماد به غرایز خود بسیاری از والدین با متخصصان درباره پرورش فرزندانشان مشورت می‌کنند. عده‌ای هم از کتابهای روانشناسی و تربیت کودک کمک می‌گیرند.البته اغلب کتابهای تربیت کودک هم مفید هستند اما کتابها وقتی مشکل‌ساز می‌شوند که والدین از آنها استفاده می‌کنند تا مهارتهای ذاتی خود را جایگزین کنند. وقتی توصیه‌ها و روش شخصی شان با موقعیت فرزندشان جور در نمی‌آید، این والدین بیشتر از قبل مضطرب و درمانده شده ودر ارتباط با فرزندشان، اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهند.کتابها و مقاله‌ها برای این هستند که به شما دورنمایی از آنچه هست و خواهد بود بدهند و به شما کمک کنند تا در رفتارهای پیچیده بتوانید صورت مساله را برای خود و خانواده تان روشن کرده و برای حل مشکلات تصمیم بهتری بگیرید.

بنابر این در هنگام برخورد و ارتباط با فرزندتان باید کتاب را کنار بگذارید و به تصمیم و انتخاب خودتان اعتماد کنید. بعد از یک عمر خواندن کتابهای تربیت کودک دیگر هر چه لازم بوده یاد گرفته اید و حالا در امتحان عملی باید بتوانید یک برخورد مناسب را به کار بگیرید.


خطای سوم: گیر دادن به چیزهای کوچک و کم ارزش:

ممکن است شما مدل موی پسرتان و لباس کوتاه دخترتان را دوست نداشته باشید. یا حتی ممکن است فرزندتان در بازیهایی شرکت می‌کند که شما نمی‌پسندید. اما قبل از اینکه دخالت کنید و حرفی بزنید، به کل قضیه بهتر نگاه کنید.

اگر این کار فرزندتان او را در معرض خطری قرار نمی‌دهد، خیلی سخت‌گیری نکنید و اجازه دهید تصمیمات متناسب با سن خود را بگیرد. مطمئن باشید خود او اولین کسی است که عواقب انتخاب و تصمیم خود را می‌بیند.

بسیاری از والدین نمی‌خواهند فرزندشان تا بزرگسالی روی هیچ گونه نا امیدی، درد، شکست و تلخی را ببیند. سعی می‌کنند به گونه‌ای از کودک و نوجوانشان مراقبت کنند که حتی یک ویروس کوچک سرما خوردگی هم نتواند او را ناراحت کند، اما دور نگه داشتن فرزندتان از واقعیتهای زندگی، فرصتهای ارزشمند یادگیری را از او می‌گیرد و او وقتی وارد جامعه واقعی می‌شود

بیشتر آسیب پذیر خواهد بود چون دیگر نمی‌داند چگونه به تنهایی گلیم خود را از آب بیرون بکشد. اگرچه شما همیشه برای راهنمایی و کمک در کنار او هستید اما اجازه دهید فرزندتان با علم به اینکه هوای او را دارید خودش جلو برود و زندگی را تجربه کندو یاد بگیرد.


خطای چهارم : نادیده انگاشتن چیزهای بزرگ

اگر شک کرده اید که فرزندتان معتاد شده یا یکی دوبار است که مواد اعتیاد آور مصرف کرده، روی خود را بر نگردانید و چشم پوشی نکنید. الان وقتی است که باید واکنش نشان دهید و قبل از اینکه مشکل بزرگتر شود، کاری بکنید. سنین بین 13 تا 18 سالگی زمانی است که درگیرشدن والدین در مسایل فرزندشان ضروری است.

لازم است شما همیشه مراقب تغییرات رفتار، ظاهر ، دوستان و عملکرد تحصیلی نوجوانتان باشید. به یاد داشته باشید که تنها مواد غیر قانونی مورد سوء مصرف قرار نمی‌گیرند، حتی بعضی از داروهایی که پزشکان برای بیماران تجویز می‌کنند ممکن است مورد سوء مصرف نوجوانان قرار گیرند. قرصهای ضد سرفه و حتی بعضی چسبها و ... می‌توانند اعتیاد آور باشند.


اگر شما جعبه قرص خالی را در سطل آشغال اتاق فرزندتان پیدا کردید یا اگر سیگار، کاغذ پیچیده شده و کبریت و قرصهای بی نامی را در جیب و کشوی او دیدید، لازم است بیشتر مراقب او باشید. آمار داروهای توی قفسه را داشته باشید و در صورت امکان با یک متخصص در این زمینه مشورت کنید. یادتان باشد اینها علایمی جدی هستند و نباید سر سری از آنها گذشت.


خطای پنجم: سختگیری کم، سختگیری زیاد

بعضی ازوالدین ممکن است با احساس اینکه تسلطی بر نوجوانشان ندارند هر بار که او از مسیر درست منحرف شود، او را سرکوب می‌کنند.

گروه دیگر برای اینکه از مقابله با فرزندشان و دلخوری و رودر رویی او پیشگیری کنند، هیچ ایرادی از کارهای نوجوانشان نمی‌گیرند. اما هیچ‌کدام از این دو روش صحیح نیست. بلکه لازم است بین آزادی دادن به فرزندتان و پیروی او از شما تعادلی وجود داشته باشد.

اگر بیش از حد بر پیروی او تاکید کنید ممکن است موفق شوید او را مجبور کنید مطابق میل شما رفتار کند، اما به چه قیمت؟ فرزند شما در یک محیط بسته بزرگ می‌شود بدون اینکه مهارتهای حل مساله و ارتباط اجتماعی را یاد گرفته باشد. علتش هم این است که همیشه شما به جای او تصمیم گرفته‌اید.

نداشتن قانون جدی و انضباط محکم هم دردی را دوا نمی‌کند. نوجوانان نیاز دارند در محدوده‌ای که برای کشف دنیای بیرون و ارتباطات اجتماعی شان دارند، بتوانند آزادانه حرکت کنند و البته برای این منظور لازم است قوانین و خطوط واضح و روشنی برای آنها مشخص شده باشد.

شما به عنوان والدین وظیفه دارید در این سن ارزشهای خانوادگی و دینی خود را با کلمات و رفتار خود به نوجوانتان بگویید. اگر دروغ را نمی‌پسندید و نمی‌خواهید از نوجوانتان دروغ بشنوید نه تنها این را به او بگویید بلکه با رفتار خود و راستگویی‌تان نشان دهید که این عمل از نظر شما نا پسند است.به فرزندتان کمک کنید بتواند مهارتهایی برای کنترل و مدیریت خودش را به نحو مناسبی یاد بگیرد.

اغلب نوجوانان اعتراف می‌کنند که مایلند وقت بیشتری را با والدین و خانواده خود بگذرانند. بنابر این سعی کنید با فرزندتان اوقات خوشی داشته باشید و محیط دوست داشتنی برای او فراهم کنید، که همیشه برای بازگشت او آماده است. زمینی گرم و محکم که حتی چس از زمین خوردنش هم بتواند به آن تکیه کند و روی پاهای خودش بایستد.

 

به یاد داشته باشید که هنوز تاثیر و نفوذ شما بر فرزندتان عمیق تر از آن چیزی است که فکر می‌کنید.

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابولفضل حسینی

تقویت اعتماد به نفس در نوجوانان با ۱۰ روش کاربردی

دوران نوجوانی چیزی شبیه به گرگ‌ومیش صبحگاهی است. زمانی که نه متعلق به شب است و نه روزهنگام تلقی می‌شود. فرزند دلبندتان دیگر نه کودک است و نه به‌اندازه‌ی کافی بزرگ شده است. اغلب نوجوانان در این دوره از زندگی، آشفته، بی‌ثبات، حساس و خجالتی می‌شوند. اما نکته‌ی قابل توجه این است که پدرها و مادرها چه نقشی در ایجاد و افزایش اعتماد به نفس در نوجوانان دارند؟باید بدانیم که ما به‌عنوان پدر و مادر، می‌توانیم نقش بسیار مهمی در افزایش اعتماد به نفس در نوجوانان داشته باشیم. پس خودتان را دستِ‌کم نگیرید. به این فکر کنید که چطور می‌توانید شخصیت فرزند نوجوان‌تان را طوری شکل بدهید که در تصمیمات آتی زندگی‌اش، آگاهی و اعتماد به نفس کافی داشته باشد؟ عزم‌تان را جزم کنید و نقش مهمی در شکل‌گیری اعتماد به نفس فرزندتان داشته باشید. ما هم در راه رسیدن به این هدف، همراه شما خواهیم بود و در این نوشته تصمیم داریم درباره‌ی راهکارهای افزایش اعتماد به نفس در نوجوانان با شما صحبت کنیم.

اعتماد به نفس چیست؟

همه می‌دانند که اعتماد به نفس مهم‌ترین کلیدِ رسیدن به موفقیت در زندگی است. اعتماد به نفس در یک جمله خلاصه می‌شود: «احساسی که درباره‌ی خودم دارم

اعتماد به نفس:

بر نحوه‌ی عملکرد فرد در برابر دیگران تأثیر می‌گذارد؛

بازتاب عملکرد فرد را به‌وضوح نشان می‌دهد؛

نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت فرد بازی می‌کند؛

با شاد بودن هر فرد ارتباط مستقیمی دارد.

دلیلِ اهمیتِ اعتماد به نفس در نوجوانان چیست؟

اعتماد به نفس به نوجوانان کمک می‌کند با چالش‌ها، تردیدها، نارضایتی‌ها و فرازونشیب‌هایی که در زندگی پیشِ روی‌شان قرار خواهد گرفت، روبه‌رو شوند.روابط، احساسات، فشارهایی که از طرف همسالان گریبانگیر نوجوان می‌شود، رقابت و سطح توقعات خودش و دیگران، همگی روی اعتماد به نفس نوجوان تأثیر می‌گذارند. اعتماد به نفس به نوجوان کمک می‌کند اهدافش را پیگیری کند و آنها را به‌دست بیاورد، دوران جوانی‌اش را به شیوه‌ی مناسبی سپری کند، روابط بهتری برقرار کند و به فردی شاد با ذهنی قدرتمند تبدیل شود.

نقش والدین در ایجاد اعتماد به نفس در نوجوانان چیست؟

«والدین» بیش از هر فرد دیگری، در ایجاد اعتماد به نفس در نوجوانان نقش دارند. والدین با حمایت خود می‌توانند تأثیر عمیق و مهمی در شکل‌گیری شخصیت نوجوان داشته باشند. همان‌طور که حتما خودتان هم می‌دانید، رفتار و گفتار شما تأثیر زیادی روی فرزند نوجوان‌تان دارد. چگونگی احساسات شما در قبال نوجوان و احساس او نسبت به خودش، مستقیما روی اعتماد به نفس او تأثیر می‌گذارد. رفتار شما در برابر نوجوان‌تان، تعیین‌کننده‌ی رفتار دیگران با اوست. اگر خود شما به فرزندتان بها ندهید، نمی‌توانید انتظار داشته باشید جامعه او را به رسمیت بشناسد.

۱۰ نکته برای افزایش اعتماد به نفس در نوجوانان

۱. با نوجوان‌تان محترمانه برخورد کنید

فراموش نکنید فرزند شما دیگر یک کودک نیست بلکه دارد به یک جوان بالغ تبدیل می‌شود، پس مانند هر بزرگسال دیگری شایسته‌ی احترام است. همواره نوجوان‌تان را با احترام مورد خطاب قرار بدهید. هرگز نگذارید لحن و آهنگ صدایتان اهانت‌آمیز یا تحقیرکننده باشد. همیشه به مشکلات و نگرانی‌هایش اهمیت بدهید و با ترس‌های او مانند ترس‌های زمان کودکی‌اش برخورد نکنید.

۲. نوجوان‌تان را تحسین کنید

در تعریف کردن از فرزندتان سخاوتمند باشید. وقتی نوجوان‌تان را به‌خاطر خصوصیات و کارهای خوبش تمجید می‌کنید، اعتماد به نفس او را بالا می‌برید و به تکرار کارهای خوب و بهتر شدن، تشویقش می‌کنید. احساسات خود را ابراز کنید، اجازه بدهید فرزندتان بداند به وجودش افتخار می‌کنید و به‌خاطر داشتن چنین فرزندی، به خود می‌بالید.

۳. تا جایی که ممکن است، از نوجوان‌تان انتقاد نکنید

انتقاد و نکوهش، اعتماد به نفس فرزند نوجوان شما را کم می‌کند. اگر نوجوان‌تان درگیر چیزی است که شما دوست ندارید یا نمی‌پسندید، درباره‌اش با او صحبت کنید. نوجوانان معمولا انتقاد را تمسخر تلقی می‌کنند و تصور می‌کنند که مایه‌ی سرافکندگی شما شده‌اند. وقتی مجبورید از او انتقاد کنید، به لحن خود دقت کنید!

۴. او را به انجام فعالیت‌های فوق‌برنامه تشویق کنید

بگذارید نوجوان‌تان علایق خود را دنبال کند. او را به شرکت در فعالیت‌های بیشتر تشویق کنید. فرزندتان می‌خواهد در کار مورد علاقه‌اش، برتر باشد. فعالیت‌های فوق‌برنامه فرصت خوبی برای درس گرفتن از موفقیت‌ ها و شکست ها، چالش‌های متفاوت و سنجش میزان اعتماد به نفس فرزند شماست. این نوع فعالیت‌ها روحیه‌‌اش را بالا می‌برند و به او می‌آموزند برای رسیدن به هدف مشترک، باید با دیگران همکاری کند.

۵. به او کمک کنید مهارت‌های دوستی را یاد بگیرد

همه‌ی ما می‌دانیم که نمی‌توانیم دوستی‌ها و روابط فرزندمان را انتخاب یا کنترل کنیم، اما می‌توانیم در مواردی همچون احترام در روابط و پذیرش افراد مختلف، او را راهنمایی کنیم. احترام و درک متقابل در روابط، از اهمیت زیادی برخوردارند، پس آنها را به فرزندتان آموزش‌ بدهید. دوستی‌هایی که نوجوان شما تجربه می‌کند، روی اعتماد به نفسش تأثیر می‌گذارند. به او یاد بدهید چگونه دوستی‌های خوب و بد را از هم تفکیک کند.

۶. به نوجوان‌تان بیاموزید بعضی چیزها واقعا مهم نیستند!

بسیاری از نوجوانان تحت فشار رقابت با همسالان خود یا دیگران قرار می‌گیرند. نوجوان آرزو دارد شبیه مدل‌ها، بازیگران یا دیگر افراد مشهور باشد و وقتی در این راه شکست می‌خورد، اعتماد به نفسش لطمه می‌بیند. با فرزندتان صحبت کنید و به او بگویید که این موضوع آن‌قدرها هم مهم نیست. به او یاد بدهید آنچه اهمیت دارد رفتار مناسب، بهداشت و سلامت جسم و ذهن است.

۷. به او بیاموزید روی توانایی‌هایش تمرکز کند

به نوجوان خود بیاموزید بیشتر روی نقاط قوت خود تمرکز کند و هرگز او را با همسالان، دوستان، خواهر، برادر و دیگر بچه‌های فامیل مقایسه نکنید. نوجوان‌تان باید درک کند که افراد مختلف نقاط قوت متفاوتی دارند. مقایسه فقط باعث چشم‌و‌هم‌چشمی می‌شود. به نوجوان‌تان بیاموزید که او فقط باید با خودش رقابت کند و مدام به فکر بهتر کردن خودش باشد. بهترین راه برای پیشرفت در زندگی، رقابت با خودش است و برای این کار، باید بر نقاط قوتش تمرکز کند.

۸. به او بیاموزید روحیه قوی‌ داشته باشد

به نوجوان‌تان بیاموزید در برابر آزاری که از سوی جامعه و افراد دیگر به او می‌رسد، صبور باشد و آستانه‌ی تحمل خود را بالا ببرد. این موارد اعتماد به نفس او را تحت تأثیر قرار می‌دهند. آرامش، لبخند زدن بر مشکلات و صبوری، از قواعدِ خوبِ زندگی هستند. نوجوان باید یاد بگیرد احساسات منفی خود را به شیوه‌ای درست مدیریت کند. نوجوان شما باید بداند دیگران با تمسخر یا آزار، نمی‌توانند به او لطمه بزنند و این کار به‌هیچ‌عنوان نباید اعتماد به نفس او را تحت‌الشعاع قرار بدهد.

۹. در صورت نیاز، از افراد حرفه‌ای کمک بگیرید

اگر نوجوان شما شدیدا از کمبود اعتماد به نفس رنج می‌برد تا جایی که این موضوع روی فعالیت‌های درسی یا روابط اجتماعی او تأثیر قابل ملاحظه‌ای گذاشته است، بهتر است از دیگران کمک بگیرید. ابتدا از فردی که با فرزندتان رابطه‌ی خوبی، کمک بخواهید. چنانچه راه‌حل اول نتیجه نداد، بهتر است به یک مشاور حرفه‌ای مراجعه کنید تا مشکل واقعی فرزندتان را پیدا و برطرف کند.

۱۰. حامی نوجوان خود باشید

شاید متوجه نباشید که کوچک‌ترین رفتارتان، بی‌اهمیت‌ترین چیزهایی که می‌گویید و حتی معمولی‌ترین کارهای روزمره‌‌ای که انجام می‌دهید، چقدر در اعتماد به نفس فرزندتان تأثیر دارند. او باید مطمئن باشد که شما «همیشه» پشتیبانش هستید. حمایت شما مانند یک کاتالیزور در رشد اعتماد به نفس فرزند نوجوان‌تان عمل می‌کند. وقتی فرزندتان بداند کسی هست که می‌تواند به او تکیه کند، زندگی‌اش را با اعتماد به نفس و قدرت بیشتری پیش می‌برد.هر زمان که نوجوان شما درگیر موقعیتی مثبت یا منفی می‌شود، به خاطر داشته باشید که این فقط مرحله‌‌ای از زندگی‌ است و خیلی زود می‌گذرد.نوجوانی و مشکلات آن بخشی از روند رشد فرزند شماست، پس برای گذر از این دوران، صبور باشید و تمام تمرکزتان را روی همراهی و کمک به فرزند نوجوان‌تان بگذارید.

 

برگرفته از: momjunction

 

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابولفضل حسینی

تاثیر حیوانات خانگی بر سلامتی انسان

 

رفع خستگی:

تنها 20 تا 30 دقیقه به سگ یا گربه خود یا ماهی در حال شنا کردن است خیره شوید تا به ارامش برسید.نگاه کردن به حیوان خانگی تان باعث کاهش استرس و اضطراب شما می شود.در واقع تغییرات فیزیکی که در طول روز برای شما رخ می دهد باعث ایجاد تغییر در رفتار و خلق و خوی شما می شود.با نگاه کردن به حیوان خانگی ,سطح هورمون "کورتیزول، "(هورمون استرس) کاهش یافته و ترشح ماده شیمیایی سروتونین"serotonin" که باعث ارامش شما می شود افزایش می یابد.کاهش استرس از بروز بسیاری از بیماری ها جلوگیری می کند.

کنترل فشار خون:

شما دائما نگران وزن خود و ورزش روزانه و... هستید.اما با داشتن یک حیوان خانگی می توانید فشار خون خود را کنترل کنید ! مطالعات بر 240 زن و شوهر نشان داده است افرادی که از حیوانات خانگی نگهداری می کنند فشار خون کمتری نسبت به افراد معمولی دارند.همچنین مطالعات دیگری بر روی کودکان مبتلا به فشار خون بالا نشان داده فشار خون این کودکان بیمار هنگام نوازش سگ پائین می آید !!

کمک به برای کاهش میزان کلسترول :

پزشکان برای کنترل کلسترول پیشنهاد می کنند رژیم غذایی مناسبی داشته باشید,ورزش کنید یا از دارو استفاده کنید.اما با داشتن یک حیوان خانگی کنترل میزان کلسترول برای شما راحت تر خواهد بود!طی تحقیقات انجام شده و مقایسه صاحبان حیوانات خانگی با افراد دیگر,مشخص شد میزان کلسترول و تری گلیسیرید در افرادی که از حیوانات مراقبت می کنند کمتر است!البته این موضوع به سبک زندگی صاحب حیوان نیز بستگی دارد.

سگها و گربه ها و قلــب شما !:

تحقیقات نشان داده است داشتن یک گربه باعث حفاظت از قلب شما می شود! مطالعاتی که در مدت 20 سال توسط محققان انجام شده است,نشان می دهد فقط 40% احتمال مرگ صاحبان حیوانات در اثر حمله قلبی وجود دارد!مطالعات دیگری نشان داده است صاحبان سگها که تا به حال حمله قلبی را تجربه کرده اند زنده ماندند و سالم هستند !!! به طور کل داشتن حیوان خانگی می تواند از بروز بیماری ها و حملات قلبی(مخصوصا نارسایی قلبی) جلوگیری کند.

حیوانات خانگی بهترین چیز برای رفع افسردگی!:

حیوانات خانگی مانند داروهای شناخته شده برای درمان افسردگی هستند.پزشکان خرید یک حیوان خانگی برای رفع افسردگی را توصیه می کنند.شما می توانید با پت خود صحبت کنید,با او بازی کنید ,او را نظافت کنید و بیشتر وقت خود را با او بگذرانید.نوازش سگ یا گربه باعث شادی و ارامش شما می شود.مراقبت از یک سگ یا گربه باعث می شود شما احساس بسیار بهتری نسبت به گذشته داشته باشید.

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابولفضل حسینی

زورگویی و چگونگی مقابله با افراد قلدر

یکی از مشکلاتی که در جوامع امروزی رشد یافته است، عامل زورگویی می‌باشد. علت این زورگویی در مدارس چیست؟ چرا بعضی از کودکان سعی می‌کنند از طریق زورگویی و قلدری به آنچه که می‌خواهند برسند؟ و چرا بعضی دیگر از کودکان مورد هدف قرار می‌گیرند و نمی‌توانند از خود دفاع کنند؟ تحقیقات نشان داده است که آموزش چگونگی حل مشکلات به کودکان می‌تواند جلوی زورگویی را بگیرد و احتمال قربانی شدن آنها را تا حد بسیار زیادی کاهش می‌دهد، اما این روش در اغلب موارد نادیده گرفته می‌شود، متاسفانه باید بگوییم که زورگویی یکی از جدی‌ترین مشکلات اجتماعی-سلامتی در سیستم مدارس شناخته شده است، اما راه‌هایی برای مقابله با آن وجود دارد.

 

مواردی که والدین باید درباره زورگویی بدانند

همانطور که گفتم این مورد در بیشتر شرایط نادیده گرفته می‌شود اما در چند سال اخیر اهمیت دادن به این مورد افزایش یافته است. 50 ایالت در امریکا قوانین ضد زورگویی به تصویب رسانده‌اند و برنامه هایی برای پیشگیری این عامل به وجود آمده است. اما در بهترین حالت تنها یک چهارم تمامی این قوانین و برنامه ها در نهایت مفید واقع می‌شوند. تحقیقات در این زمینه به طول 30 سال می‌باشد که بالاخره راهی مفید و دائمی برای این مشکل پیدا شود. مطالعات در این زمینه امیدوار هستند که اگر تلاش ها سیستمیک، با دوام و مبتنی بر علم باشد زورگویی می‌تواند تا حد زیادی در جوامع کاهش پیدا کند.
معلمان همیشه مزایای کارکردن بچه ها با یکدیگر برای حل مشکلات را به خوبی درک کرده اند، جدای اینها استفاده از مهارت های حل مشکل یکی از بهترین راه ها برای کمک به بچه ها در مواردی مثل مبارزات در زمین بازی، سر و کله زدن با کدورت های دوستانه، تقویت انعطاف پذیری، همدلی و ایجاد صلح و .... می باشد، طبق مطالعات متوجه شده ایم که بچه ها به ویژه پسرانی که با روش حل مشکلات ناسازگاری نشان می‌دهند بیشتر احتمال دارد که به یک فرد زورگو تبدیل شوند. بچه هایی که زورگویی می‌کنند یا مورد زورگویی قرار می‌گیرند در حل مشکلات با موانع زیادی روبه رو می‌شوند، همین مطالعات ثابت کرده است که آموزش حل مشکلات به کودکان احتمال زورگویی کردن یا مورد زورگویی واقع شدن را در آن‌ها از بین می‌برد.

نوعی از خشونت وجود دارد که در آن فردی سعی می‌کند روابط یا موقعیت اجتماعی فردی دیگر را به کلی نابود کند، روش ذکر شده در بالا حتی می‌تواند این نوع از زورگویی را که تا این سن ادامه پیدا کرده است حل کند.

بچه هایی که برای دیگران قلدری می‌کنند و همچنین به دنبال قدرت و سلطه گری هستند، آنها از خشونت استفاده می‌کنند تا بتوانند دیگران را تحت کنترل خود در بیاورند. نتیجه تحقیق ذکر شده بیان می‌کند کودکانی که در این روش موفقیت به دست می آورند در آینده بجای استفاده از مشت خود می‌توانند از مغز خود استفاده کنند. این نوع کودکان تمایل کمتری به قدرت دارند و بیشتر سعی می‌کنند مراقب و محتاط باشند، علاقه بیشتری به تحصیل دارند و راحت تر می‌توانند دوست پیدا کنند.

خبر خوب این است که روش ذکر شده را به راحتی می‌توان در محتوای کلاس درس قرار داد و آن را به بچه‌ها آموزش داد به همین دلیل برنامه هایی مانند: تجزیه و تحلیل اختلافات، عدالت بهبود یافته، و روش حل مشکلات باید بخش جدایی ناپذیر سیستم مدرسه‌ای و سیستم آموزشی والدین باشد و تمامی این موارد با توجه به سن و درک کودک به او آموزش داده شود.

در ادامه تکنیک‌های مختلف حل مشکل را بررسی می‌کنیم:

دست از محافظت بردارید

 

اگر می‌خواهید که فرزندانتان راه و روش زندگی را یاد بگیرند، باید عقب نشینی کنید و به آنها اجازه بدهید که با مشکلات دست و پنجه نرم کنند، پیشنهاداتی به آنها ارائه بدهید اما به هیچ عنوان راه حل جلوی پایشان نگذارید. سعی نکنید مشکلات را برایشان حل کنید چون اگر شما اینکار را برایشان انجام دهید آنها فرصت یادگیری خود را از دست می‌دهند، به صورت خلاصه حامی باشید اما ناجی نباشید.

آموزش روش حل مشکل

بچه ها این روش را خود به خود به دست نمی آورند پس راهی پیدا کنید تا روش حل مشکلات را به آن‌ها آموزش دهید از کودکان بخواهید مشکلات را تعریف کنند و همچنین از آن‌ها بخواهید که جزئیات را بیان کنند و در آخر از آن‌ها بپرسید که حالا چه کار می‌توان کرد؟ پس از آن بدون هیچ نشانی از شوخی یا عکس العملی تحقیر آمیز تمام پیشنهادات بچه را بشنوید بعد از آن راه‌هایی را که مناسب‌تر هستند و با آموزش های اخیر مغایرت ندارند را استفاده کنید.

مراقب روش استفاده از حل اختلاف باشید

زورگویی یک اختلاف عقیده نیست بلکه تحقیری یک طرفه است، پس زمانی که از حل اختلاف بین یک زورگو و یک فرد مورد هدف واقع شده استفاده می کنید، مراقب باشید.

فراهم کردن تمرینات

بچه ها به تمارین زیادی برای روش حل مشکلات نیاز دارند. به اتفاقات روزانه توجه کنید مثل دعوا در زمین بازی، اختلاف بین خواهر و برادر سر کنترل تلویزیون. از دورهمی خانوادگی یا گروه های مدرسه ای استفاده کنید تا این روش را به فرزندانتان بیاموزید.

الگو، الگو و الگو

بچه ها با دیدن، بهتر یاد می‌گیرند تا با شنیدن. با همسرتان اختلاف دارید؟ به فرزندتان نشان دهید که می‌توانید عادلانه مبارزه کنید. با رئیستان مشکل دارید؟ به کودکانتان نشان دهید چگونه مشکل را تجزیه و تحلیل می‌کنید.

سرزنش نکنید

اگر فرزند شما در مدرسه مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد، به هیچ عنوان او را سرزنش یا تحقیر نکنید مثلا بگویید "چقدر بی عرضه هستی که بهت زور میگن". اگر فرزند شما این جمله را از شما بشنود حکم این را دارد که دوبار آسیب دیده است یکبار از طرف فرد زورگو و یکبار از طرف شما. اگر شما فرزند را مورد سرزنش قرار دهید و بعد از آن مشکلات جدی تری مثل سوء استفاده جنسی به وجود بیاید فرزند شما دیگر با شما درباره آن‌ها صحبت نخواهد کرد. از فرزندتان حمایت کنید و به او اطمینان دهید که تا پایان مشکل با او همراه خواهید بود.

جرأت داشتن را آموزش دهید

جرأت داشتن، به این معنا نیست که فرزند شما تبدیل به یک نوجوان خشمگین شود و هر کس که به او بگوید بالای چشمت ابرو را راهی بیمارستان کند. جرأت داشتن به این معنا است که فرد بدون درگیر شدن بتواند از خودش دفاع کند و مورد زورگویی واقع نشود. در این مواقع از فرزندتان بخواهید که بلافاصله به معلم یا ناظم مدرسه اطلاع دهد، البته اگر فرزند شما نتواند اینکار را بکند در اینجا پیامدهایی برای شما دارد، آیا فرزندتان را به درستی تربیت کرده اید؟ آیا به او اعتماد به نفس داده اید؟ آیا به او اجازه داده اید که اظهار نظر کند؟ آیا خودتان الگوی خوبی از جرأت مندی بوده اید؟

سخن نهایی

یادآوری می‌کنیم که هیچ گلوله‌ی فولادی برای زورگویی وجود ندارد و هیچ کمپین ضد زورگویی نتیجه نخواهد داد. بهترین روش، روشی عمومی و بر پایه تحقیقات و تجارب می باشد. آموزش به کودکان برای حل چگونگی مشکلات روشی ثابت شده برای مقابله با زورگویی است. در نهایت هدف این است که رفتارهای سالم جایگزین رفتارهای ناسالم شود، به همین علت است که ما اصرار می‌کنیم روش درست مقابله کردن با مشکلات را به فرزندان خود آموزش دهید.

منبع:https://asanteb.com

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابولفضل حسینی

رفتار فرزند آینه تمام نمای رفتار والدین

موضوع پرورش صحیح رفتار فرزند همواره یکی از بزرگترین مشغولیت‌‎های فکری والدین بوده و در بسیاری از موارد به دلیل عدم رعایت اصول پایه و همچنین عدم توجه به استعدادها و علایق کودک و بی‌اطلاعی از چگونگی تبادلات غریزی در درون کودک، منجر به پرورش ناصحیح رفتار فرزند خواهد شد. در این مقاله به بررسی همه جانبه این موضوع پرداخته و از منظری متفاوت و عمیق‌تر برای ریشه‌یابی علت ناهنجاری رفتاری در فرزندان خواهیم پرداخت.

 

چگونگی پرورش صحیح رفتار فرزند

معنای کلمه پرورش، یعنی آموزش و خوراک دادن به منظور بالندگی و معنای بالندگی، رشد و نمو به سوی بلوغی فاخرانه می‌باشد. بنابر این تعریف برای پرورش رفتار فرزند نیاز است که والدین از نو تبدیل به کودک شده و از ابتدا و همزمان با فرزند خود، به پرورش درون و بیرون خود بپردازند، یعنی پرورش رفتار فرزند مترادف است با اصلاح رفتار والدین و در غیر اینصورت نتیجه این آموزش، به بلوغ فکری و رفتاری فرزند ختم نخواهد شد. جمله معروفی وجود دارد که می گوید رفتار فرزند آینه تمام نمای رفتار والدین است اما در اینجا لازم می بینیم پرانتزی باز کرده و عنوان کنیم رفتار فرزند، همچنین قرینه و بازتاب رفتار والدین و البته پاسخی به احوالات و نیات ناپیدای درونی والدین می باشد. بنابراین از اصلی ترین ارکان پرورش صحیح رفتار فرزند، پاکسازی درون والدین می باشد و گرنه اولین سنگ بنای دروغ را در درون طفل خود بنیان خواهیم نهاد. آسان طب از شما عزیزان دعوت می کند ادامه این مقاله را با دقت مطالعه فرمائید.

تاثیر احوالات درون و بیرون والدین بر رفتار فرزند

رفتارهای بلوغ نایافته والدین تاثیری ویرانگر بر شخصیت کودک و البته اعتماد به نفس او خواهد گذاشت، چرا که در صورت وجود مشکلات شخصیتی یکی از والدین یا هر دو، پس از مدت زمانی کوتاه، در رفتار فرزند بروز خواهد کرد. این تاثیرات به صورتی کاملا واضح، مستقیم و متقارن در رفتار فرزند مشاهده شده و به شکلی کپی شده از والد به فرزند منتقل خواهد شد. این نوع از انتقالات رفتاری شامل:

  • مدل تفکر کپی شده از والد به فرزند
  • مدل استایل درونی کپی شده از والد به فرزند
  • مدل انتخاب همسر به صورت کپی شده از والد به فرزند
  • نوع برخوردهای اجتماعی
  • شرطی شدگی های تزریق شده از والدین به کودک مانند ترس های مشترک و رایج (ترس از تاریکی، ترس از سوسک، ترس از حیوانات و...)
  • عدم خود باوری
  • پرخاشگری اکتسابی
  • عدم اهمیت دادن به دروغگویی به عنوان رفتاری رایج و مرسوم
  • عدم رعایت قوانین و مقررات اجتماعی
  • عدم رعایت اخلاقیات همچون عادت به غیبت کردن، کینه توزی، ظاهرسازی، حسادت و...
  • مغایرت داشتن خود حقیقی با خود ظاهری
  • نوع گفتار و شیوه انتخاب کلمات
  • تنبلی پیشه کردن به عنوان امری رایج، بی اهمیت و...

موارد مذکور در بالا از رایج ترین تقارن و تشابه در انتقال رفتار والدین به رفتار کودک می باشد و تهدیدی جدی برای پرورش کودک و شخصیت درونی او به شمار می آید، چنین انتقالاتی می تواند با مراقبت و توجه شبانه روزی و همچنین یک فرهنگ سازی قوی و اصولی، در مورد اصلاح همزمان رفتاری والدین و کودک تا حد مطلوبی به نتیجه مثبت دست پیدا کند اما موضوع به همین جا ختم نخواهد شد. موارد ناپیدای دیگری در درون والدین وجود دارد که تاثیراتی عجیب و همچنین واضح در رفتار فرزند باقی خواهد گذاشت که در ناخودآگاه والدین روی داده و باید نسبت به درمان آنها جدی بوده و عزمی راسخ و نیتی محکم داشته باشند. این انتقالات درونی شامل:

  • انتقال نامحسوس حسادت از والدین به کودک
  • انتقال نامحسوس کینه توزی از والدین به کودک
  • انتقال نامحسوس دروغگویی از والدین به کودک
  • انتقال خود کم بینی از والد به کودک
  • انتقال تشویش و اضطراب ناپیدا از والد (مخصوصاً مادر) به کودک
  • انتقال نیات نادرست (مانند بخل و بدخواهی) از والد به کودک
  • انتقال نامحسوس ترس درونی از والدین به کودک و...
  • انتقال طمع و حرص درونی از والد به فرزند

چنین انتقالاتی از رفتار والدین به رفتار فرزند می تواند همچون معمایی پیچیده عمل نموده که برای ریشه یابی و درمان آن نیاز به بررسی های تخصصی توسط کارشناسان این رشته وجود دارد. چنین انتقالاتی از والد به کودک موجب بروز واکنش هایی غیر قابل اجتناب و البته مرموز در رفتار فرزند خواهد شد، این ناهنجاری های رفتاری در فرزند معمولا شامل:

  • پرخاشگری ظاهراً بی دلیل
  • گریه های شدید و بدون علت
  • بی قراری در خانه و تمایل به فعالیت های شدید
  • مخالفت بی چون و چرای فرزند با هر پیشنهادی از جانب والدین
  • در پیش گرفتن لجبازی کودک نسبت به والدین، به صورت خودکار و ناآگاهانه
  • تمایل فرزند به گریز از تعامل با والدین
  • دروغگویی به والدین
  • عدم هماهنگی کودک با دستورات صحیح والدین (دستورات صحیح پرورشی مانند مقید بودن به احترام و حفظ حرمت ها...)
  • تنفر و انزجار از حضور در اجتماعات خانوادگی
  • عدم تمایل فرزند به گفتگو با والدین و...

در بسیاری از این موارد و در زمان بروز این نوع رفتار فرزند، والدین در جستجوی شیوه های تربیتی سختگیرانه و یا شرطی کردن کودک هستند که بتوانند به اصلاح ناهنجاری در رفتار کودک بپردازند اما در این میان مسئله اصلی که اصلاح رفتار و نیات درونی والدین است فراموش شده و این مشکل ادامه پیدا خواهد کرد، چرا که در صورت عدم ریشه یابی و نیافتن بذر اصلی ناهنجاری که در درون خود آنهاست، کلیه اصلاحیات و همچنین تمامی روش های فرهنگ سازی، تنها جنبه فرمالیته داشته و دکورهای ظاهری تغییر پیدا خواهند کرد. بنابراین نکته اصل کاری در اصلاح رفتار فرزند، ریشه یابی صحیح در عمق و درون والدین است. در چنین مواقعی کودک تنها به عنوان نشانه و هشداری جدی به این مشکلات غیرقابل انکار در درون والدین عکس العمل نشان داده و شروع به بروز رفتارهای ظاهراً ناهنجار در خود می نماید. 

به سکوت فرزند خود احترام بگذارید

رعایت هارمونی عمیق، هنرمندانه و زیبای سکوت در دوره بارداری و همچنین ماهها و سالهای ابتدایی تولد کودک، تاثیری شگفت انگیز و تحسین بر انگیز در رفتار فرزند خواهد گذاشت. اگر این موضوع به طور صحیح پیاده سازی شود، شما شاهد سکوت و هماهنگی زیبایی در رفتار فرزند خواهید بود. این سکوت و آرامش در روزها، ماه ها و همچنین سالهای ابتدایی تولد کودک ادامه پیدا کرده و می تواند فرصتی بی تکرار در اختیار کودک برای پیدا کردن خود قرار دهد. فرصتی مغتنم برای تجربه کشف پدیده ها و آموزش مستقیم طبیعت به کودک می‌باشد. چنین سکوتی می تواند مشکل واکنش های غلط و انحرافی غریزی را در او رفع کرده و فرصتی برای بروز رفتار شایسته و همچنین انتخاب های صحیح و بدیهی را در پیش روی کودک قرار دهد. برای ایجاد چنین سکوتی، والدین باید در سالهای قبل از تولد کودک به پاکسازی درون خود پرداخته و به پرورش صحیح اعتماد به نفس روی بیاورند. این اصول معمولا شامل رعایت:

♦ پرورش نبوغ ذاتی خود

♦ احترام به همسر و فردیت او

♦ ساختن عشق روز افزون به همسر

♦ تلاش برای بخشش و همچنین بخشوده شدن

♦ قرار دادن خلاقیت و هنرمندی در زندگی شخصی و اجتماعی

♦ قائل شدن لایه ای تکامل یافته تر نسبت به حقوق و حرمت اطرافیان و...

♦ پرورش مدل فکری و حرکت به سمت انتخاب هایی خردمندانه در زندگی شخصی و اجتماعی

همچنین لازم و ضروری است که والدین یکسری از فاکتورهای ویرانگر را در درون خود درمان نمایند. این فاکتورها شامل:

∗ درمان ناهنجاری های غریزی مانند: حسادت، کینه توزی، دروغگویی، ترس های بدون دلیل، غرور کاذب و...

∗ درمان طمع و میل به زیاده خواهی

∗ درمان ناهنجاری های رفتاری مانند پرخاشگری های اکتسابی و استفاده ناصحیح از کلمات

∗ کنترل و درمان خشم

∗ کنترل و درمان ترس های تزریق شده

∗ کنترل و درمان غرور کاذب و...

مرور نکات مهم درباره پرورش صحیح رفتار فرزند

  • پرورش صحیح اعتماد به نفس در والدین
  • درمان ناهنجاری های رفتاری والدین
  • احترام به سکوت و تجربیات فردی منحصر به فرد کودک
  • احترام به خنده ها و گریه های کودک
  • تشویق صفات شایسته درونی در کودک
  • پرهیز از تشویق بیش از حد صفات زیبای ظاهری کودک
  • احترام به صداقت کودک و تشویق رفتارهای صادقانه کودک
  • تشویق کودک به فرهنگ کتابخوانی و مطالعه روزانه
  • آشنا نمودن کودک با بزرگان ادبی، هنری، علمی،جهانی و...

توضیحاتی پیرامون اهمیت موارد مذکور در رفتار فرزند

پرورش اعتماد به نفس والد: پرورش اعتماد به نفس در والدین باعث کشف نبوغ ذاتی و قرار گرفتن در مسیر هنر و آرامش درونی شده و به این ترتیب بستر مناسبی برای پرورش صحیح و همزمان رفتار والدین و البته رفتار فرزند در پیش رو فراهم خواهد نمود.

درمان ناهنجاری رفتار والد: ناهنجاری رفتار والدین بی برو برگرد منجر به ناهنجاری رفتار فرزند خواهد شد. بنابراین اگر بتوان طی یک فرهنگ سازی اصولی به درمان ناهنجاری رفتار والدین پرداخت، بخش اعظم ناهنجاری رفتار کودک نیز اصلاح خواهد شد.

احترام به صداقت کودک: یکی از مهم ترین موضوعات در پرورش رفتار فرزند، رعایت احترام به صداقت کودک می باشد. به یاد داشته باشید که تحت هیچ شرایطی کودک را بخاطر صداقت و راستگویی حتی اگر مرتکب عمل ناهنجاری شده باشد تنبیه نکنید. بلکه گفتگو و حل مسئله را با او در پیش گرفته و در نهایت صداقت او را مورد تشویق قرار دهید، البته اعمال هنرمندی و ظرافت والدین در موشکافی و استفاده از مهره تدبیر جهت اصلاح رفتاری کودک در مورد ناهنجاری مذکور می تواند از دستاویز قرار دادن صداقت توسط فرزند به عنوان مهره ای منفی در چشم پوشی والدین از خطاها، جلوگیری نماید.

احترام به احساسات کودک: به یاد داشته باشید رعایت احساسات و بعد قلبی و احساسی کودک می تواند نقشی چشمگیر در پرورش صحیح رفتار فرزند داشته باشد. به گریه ها و خنده های او احترام بگذارید و به پرورش و رعایت عدالت میان بخش مغزی و قلبی کودک به یکسان اهمیت قائل شوید. اهمیت نامساوی بین عقل و احساس می تواند کودک را به تناقضاتی ویرانگر برساند که برای حل و درمان این تناقضات نیاز به زمانی بسیار طولانی وجود خواهد داشت.

تشویق صفات شایسته درونی و عمیق کودک: تشویق صفات شایسته انسانی مانند صداقت، محبت، بخشندگی، کلمات شایسته، هنرمندی و... می تواند تاثیری چشمگیر در رفتار کودک بر جای بگذارد و کودک را از سطح به عمق ببرد. از طرفی تشویق بیش از حد صفات زیبای ظاهری کودک می تواند توجهات او را از عمق و معنا به سطح و ظاهر تنزل داده و معیارهای او را در زندگی دچار تغییراتی منفی نماید.

تشویق فرهنگ کتابخوانی در کودک: والدین عزیز باید بدانند که کتاب و کتابخوانی می تواند افق دید کودک را گسترش داده و به عنوان آموزگاری دوست داشتنی برای انسان عمل نماید، بنابراین کودک خود را با فرهنگ کتابخوانی آشنا کرده و او را تشویق به خواندن کتاب های خوب نمائید.

پرورش قدرت تخیل کودک: به کودک خود اجازه دهید تا از قدرت تخیل خود برای بازی ها و یا هنرمندی استفاده نماید. بخش تخیل در مغز، مستقیماً با خلاقیت سرو کار داشته و کودک ما در هنگام رشد و نمو نیاز به اعمال خلاقیت خواهد داشت. بنابراین در هنگام پرورش تخیل در کودک او را آزاد گذاشته تا به کشف و شهود در مغز خود پرداخته و مزه بی تکرار خلاقیت را در زندگی فردی و اجتماعی اش بچشد.

پرورش قدرت تحلیل در کودک: یکی از گام های اساسی در پرورش رفتار کودک باید پرورش قدرت تحلیل و درک او از پدیده ها و موضوعات پیرامونی باشد. این موضوع می تواند نگاه او را وسیع و عمیق کرده و به بروز رفتار شایسته در او منجر شود، به هر میزان که قدرت تحلیل کودک افزایش یابد به همان میزان واکنش های غریزی در او کاهش یافته و شانس بلوغ رفتاری در او بیشتر خواهد شد.

آشنایی کودک با بزرگان جهانی: کودک خود را با بزرگان ادبی، هنری، علمی و... کشوری و جهانی آشنا سازید. این موضوع می تواند به عنوان یک آپشن انگیزشی عمل کرده و به صورت یک بذر در دل او جوانه بزند. مطالعه آثار این بزرگان و همچنین زندگینامه این افراد می تواند دنیایی جدید از مدل فکری پیش روی کودک قرار داده و دست او را برای انتخاب هایی شایسته در زندگی باز بگذارد. لازم به تذکر است که از اعمال فشار و اجبار درباره این موضوع پرهیز نموده تا باعث نتیجه معکوس در روان و رفتار کودک نشود.

پرورش جهان بینی کودک: هدف والای زندگی را به کودک خود آموزش دهید، به کودک اجازه دهید تا با تجربه کردن غرایز ابتدایی و درک آنها به پرورش خرد روی آورده و از ابعاد منفی غرایز دوری گزیند.

پرهیز از پنج اصل در پرورش رفتار کودک: به یاد داشته باشید که والدین باید نسبت به پرهیز از پنج اصل در پرورش رفتار فرزند حساس و سختگیر باشند. پرهیز از این 5 مورد می تواند زندگی والدین و همچنین رفتار کودک را دستخوش وقایعی تحسین برانگیز نماید. این پنج اصل شامل:

  1. دروغ
  2. حسادت
  3. کینه توزی
  4. غیبت کردن
  5. قضاوت کردن

سخن پایانی

 طبیعت هر فردی با فرد دیگر تفاوت داشته و می تواند مانند بذری سالم به رشد گیاهی صالح و مفید ختم شود. بذر درون انسان نیز همانند این گیاه بوده که نیاز به آبیاری و مراقبت شبانه روزی خواهد داشت و البته که این بذر در نهایت به گیاهی منحصر به فرد تبدیل خواهد شد. بنابراین والدین عزیز باید به بذر منحصر به فرد کودک خود احترام گذاشته و مراقبت کنند که کودکشان طبق طبیعت منحصر به فرد خود به ثمر بنشیند. بنابراین از اعمال اجبار در انتخاب رشته هایی که مورد علاقه کودک نیست دست بردارید و به کودک خود نگاه کنید. دیر یا زود این طبیعت منحصر به فرد می تواند نبوغ او را به معرض نمایش گذاشته و رفتار فرزند نیز تایید کننده این بذر خواهد بود، به طبیعت فرزند خود احترام بگذارید.

منبع: https://asanteb.com

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابولفضل حسینی

چگونه بعداز شکست دوباره بلند شویم

هرچه شما را نمی‌کشد ،شما را قوی‌تر می‌کند.

آیا شکست خورده‌اید و افسردگی به سراغ‌تان آمده و حس بلند شدن ندارید.

اگر بدانید بزرگترین انسان‌های موفق روزگاران گذشته و امروز همگی دچار شکست‌های وحشتناک‌تر از شما شده‌اند هرگز ناامید نخواهید شد و سپاسگزار خواهید بود که در مسیر موفقیت قرار گرفته‌اید .  در این مقاله نکات مهمی درباره شروع مجدد پس از شکست را شرح می‌دهم .

  • دلسوزی برای خودتان دیگر بس است . اشکهای‌تان را پاک‌کنید و با این عدم موفقیت کنار بیایید و بدانید که هرانسانی در زندگی خود روزهای بد و خوب را دارد و امروز احتمالا روز بد شما است و از فردا باید برای روزهای بهتر تلاش کنید و به‌یاد داشته باشید که باز هم در مسیر موفقیت دچار اشتباه خواهید شد. پس اصلا نگران نشوید چون قانون موفقیت این است  که اگر می‌خواهید در مسیر پیشرفت قرار بگیرید قطعا دچار شکست‌هایی خواهید شد . پس برای رسیدن به موفقیت باید شکست را در آغوش بگیرید و از آن نترسید زندگی آنقدر هم که فکر می‌کنید تلخ نیست . روزهای خوب گذشته‌ را به یاد آورید و برای برخاستن مصمم باشید.
  • اطراف خود را با دوستان و افراد مثبت‌اندیش احاطه کنید چرا که انرژی مثبت این افراد شما را زنده خواهد کرد . بدانید برخی دوستان از شکست شما خوشحال می شوند پس آنها را کنار بگذارید و برخی دوستان بلندتان خواهند‌‌کرد و دوستان واقعی خود را بشناسید و تا می‌توانید با آنها مشورت‌کنید. روزهای بد  دوستان خوب و بد را برای‌تان آشکار می‌کند.
  • هرکدام از ما یک منتقد و سرزنشگر درونی داریم .به این سرزنشگر درونی فرمان ایست بدهید و به آن توجه نکنید . افکار ما تاثیر مستقیم بر عملکرد مغزمان دارد پس افکار منفی و نگرانی‌ها و نا‌امیدی را کنار بگذارید زیرا این افکار ما را نوعی وادار به خودزنی می‌کنند . با افکار مثبت اطلاعات مثبت به مغزتان بدهید تا فرمان مثبت را به شما ارسال کند . با خودتان مثل کسی که دوستش دارید صحبت کنید و آینده زیبایی برای خود ترسیم کنید.
  • مطمئن باشید در هر اتفاق نا گوار و شکستی می‌‌توان خوبی‌هایی دید به شرطی که نگرش‌تان را مثبت کنید . در بدی‌ها ، در پی خوبی باشید که این نگاه زندگی‌تان را متحول می‌کند. همین که آگاه باشید شکست‌ها پلی برای رسیدن به موفقیت است باور خواهید کرد که شکست دیوار جدایی نیست بلکه به مانند پلی برای رسیدن به موفقیت و شادکامی است. خود را در جایی که می‌خواهید‌باشید تصور کنید. مطمئن باشید ممکن نیست هر روزتان عالی و سرشار از موفقیت باشد. روزهایی پر از انرژی خواهید بود و با سرعت حرکت خواهید‌کرد ولی روزهایی باید آرام باشید و مطمئن حرکت کنید. این روزها را در زندگی‌خود تشخیص بدهید و خواسته‌های خود را بر اساس آن تنظیم کنید . سعی کنید همیشه خودتان باشید و به خودتان اعتقاد داشته باشید. اگر به این خود باوری ذهن برسید و طرز نگرش خود را نسبت به مفاهیم موفقیت و شکست اصلاح کنید، خواهید دید که نه تنها شکست اتفاق فاجعه‌باری نیست بلکه رمز موفقیت است.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابولفضل حسینی

روش‌های زیر به شما کمک می‌کنند که در محیط کار بتوانید آزادانه نظر خود را بیان کرده و از حق خودتان دفاع کنید.

 

۱- دانستن خواسته‌های دیگران نیز به اندازه‌ی شناخت محدودیت‌ها اهمیت دارد

سعی کنید موضوع را به طور واضح برای دیگران بیان کنید. به‌عنوان مثال بگویید: «اجازه دهید منظورم را واضح بیان کنم.» گفتن این عبارت به طرف مقابل نشان می‌دهد که می‌خواهید کار به طور تمام و کمال انجام شود. از طرفی گفتن عبارت: «مطمئن نیستم که  این روش جواب دهد اما مطمئنم که می‌توانم به روش خودم آن را انجام دهم.» نیز به سایر اعضای تیم و مشتری‌ها ثابت می‌کند که می‌توانند به شما اعتماد کنند.

۲- موفقیت و رضایت با بیان کردن نیازها و انتظارات ممکن می‌شود

صحبت کردن در مورد اینکه از انجام یک کار احساس راحتی نمی‌کنید و با زمان یا نحوه‌ی انجام آن مشکل دارید به دیگران نشان می‌دهد که مشتاق صحبت کردن در مورد آن موضوع هستید و نمی‌خواهید خودتان را برای منافع و عملکرد شرکت قربانی کنید.

 

۳- اگر قاطع باشید، دیگران نیز بیشتر به شما اعتماد خواهند کرد

به شخصی که مرزبندی مشخصی نداشته باشد نمی‌توان اطمینان کرد. استفاده از کلمه‌ی «می‌خواهم» مرزبندی نیازها را نشان می­دهد و میزان اطمینان و اعتماد همکاران به شخص را افزایش می­دهد. اگر هنوز یاد نگرفته‌­اید که قاطع باشید و از حق خودتان دفاع کنید باید این حقیقت را بپذیرید که قاطعیت یکی از دلایل اصلی موفقیت است. مشخص بودن اهداف و قاطعیت داشتن در مورد آن­ها نشان دهنده‌ی این است که نمی‌خواهید قربانی خواسته‌های دیگران شوید.

کارمندان یک شرکت دوست دارند با شخصی قابل اعتماد و صادق همکاری داشته باشند. بنابراین در صحبت‌های خود قاطعیت داشته باشید. بدانید در حال حاضر دقیقا در چه مرحله‌ای قرار دارید و قصد دارید در آینده به چه اهدافی دست پیدا کنید. دانستن این واقعیت، قاطعیت کلام را افزایش می‌دهد.

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابولفضل حسینی

هرگز هرگز هرگز با فرزندانتان درد دل نکنید !!!



 دانشمندان در امریکا سالها قبل با نسلی از دختران مواجه شدند که رفتارشان نشان از مورد تجاوز قرار گرفتن در کودکیشان داشت ،در حالی که هیچ تجاوزی صورت نگرفته بود.  نتایج نشان داد تمام این دختران در کودکی سنگ صبور مادرانشان بودند. یعنی به روح و روان کودک تجاوز شده بود. هرگز بدی کسی خصوصا همسرتان را به کودکان نگویید.  این مصداق بارز تجاوز به کودک است.  از کودکانتان دانشمند نسازید. به خاطر باهوشی کودک او را به مدرسه تیزهوشان یا کلاس بالاتر نفرستید. کودکتان تمام عمرش را فرصت برای دانشمند شدن دارد اما برای کودکی و بازی تنها  همین چند سال فرصت را برای همه عمر دارد.  تلاش برای ساختن بهترین فرزند تنها از کودکتان دانشمند می سازد نه فردی خوشبخت و خوشحال. تنها انتظارتان از کودکتان این باشد که خوشحال باشد و از زندگیش لذت ببرد. خوب بودن کودکتان کافی است،  دنبال بهترین نباشید که بهترین بودن، بدبختی است.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابولفضل حسینی