۱۱۲ مطلب در مرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

خانواده و نقش آن در ارتباط نوجوان با جنس مخالف

. خانواده نقش تعیین کننده در این زمینه دارد. یکی از مهم ترین مواردی که در زمینه "تربیت اجتماعی" می باید در نظر داشته باشیم آماده ساختن نوجوان برای رودررو شدن با جنس مخالف است. نه می توانیم به او بگوییم از جنس مخالف بگریزد و نه این که او را رها کرده و منتظر پیشامد روزگار بنشینیم.

در این بخش خانواده ها ممکن است اشتباهاتی بکنند که ما آن ها را در چند مقوله جمع بندی می کنیم.

الف) برداشت نادرست از شرع و محدود ساختن مطلق نوجوان در برخورد با جنس مخالف

در شرع مسائلی در رابطه با نوع پوشش و سخن گفتن با نامحرم بیان شده است که باید مورد توجه خانواده ها قرار گیرد  اما این به معنی آن نیست که دختر و پسر اصلا نمی توانند همدیگر را ببینند یا با هم صحبت کنند. بنابراین خانواده ها باید حکم خدا را رعایت کنند، نه فتواهای خود یا آموزش های نادرستی که به نام دین از افراد غیر مسئول و یا عوام شنیده اند.

این ضرب المثل را که الگوی تربیتی اکثر خانواده هاست را همه شنیده ایم که دختر و پسر مثل آتش و پنبه هستند و اگر در کنار هم قرار گیرند پنبه خواهد سوخت. اما باید توجه داشت از لحاظ تربیت صحیح انسانی و اسلامی دیدگاه درستی نیست. اگر سطح ارزشی نوجوانان را تا حد یک شیء مانند آتش و پنبه پایین بیاوریم که بی اراده و بی تصمیم هستند و خویشتنداری بلد نیستند بدون شک به جریان تربیتی آنان آسیب جدی وارد کرده ایم. گاهی ر فتارهای نادرست والدین باعث می شود نوجوانان مسائلی از این دست را از اولیای خود پنهان کنند مثلا دختری که به نزد پدر و مادرش می آید و می گوید: "امروز پسری در خیابان به من فلان مطلب را گفت و من هم جوابش را دادم" ، نباید پدر و مادر بگویند "غلط کردی که جوابش را دادی" زیرا این برخورد اولا مانع از آن می شود که دختر در مورد والدینش احساس دوستی داشته باشد. ثانیا علت جواب ندادن دختر نیز برایش روشن نمی شود و نمی فهمد که چرا نباید جواب پسر را داد.

ب) عدم آموزش صحیح در مورد وضعیت و واقعیت جنس مخالف

فرزندان ما در سنین گوناگون با توجه به ویژگی هایی که دارند، مطالبی را در خصوص نحوه ی برخورد با جنس مخالف و موافق مطرح می کنند که والدین باید به دقت گوش دهند و عکس العمل سنجیده نشان دهند.

در دوره  نوجوانی نباید به گونه ای رفتار شود که دخترانمان از دختر بودن خود ناراضی باشند. تبعیض در  رفتار و عدم رعایت عدالت و نیز اشباع نکردن دخترانمان از محبت، می تواند اثر سوء بر احساس دختران از دختر بودن خویش داشته باشد.

در دوره نوجوانی باید کمک کنیم تا نوجوان تا حد ممکن از تصورات تخیلی در مورد جنس مخالف اجتناب ورزد. از جمله روش های مؤکد، وجود جوّ گفت و شنود در خانه است.

ج) افراط و یا سخت گیری در برخورد با جنس مخالف

گاهی پدر مادرها در کلام و عمل از فرزندان خود می خواهند که رفتاری بسیار گرم با جنس مخالف داشته باشند و تصور می کنند که این رفتاری روشنفکرانه است اما برخی از والدین نیز بسیار سختگیرانه عمل کرده و نمی گذارند فرزندانشان ارتباط مناسبی با جنس مخالف حتی در خانواده  خود داشته باشند.

از آن جایی که سنین نوجوانی آغاز استقلال فکری و شخصیتی است هر دو رفتار منجر به عدم رشد این ویژگی خواهد شد.

وقتی افراط در رابطه است دیده شده است که نوجوان به فردی سرکش تبدیل می شود که حرف شنوی  از خانواده ندارد . در رفتارهای سخت گیرانه نیز نوجوان ارتباط سطحی  با اطرافیان دارد و نمی تواند ارتباط عمیق با کسی برقرار کند و تبدیل به فردی منزوی خواهد شد. و گاهی باعث می شود نوجوانان به صورت پنهانی و دور از خانواده ارتباطات نامناسبی را با جنس مخالف داشته باشند.

د) فقدان جو تفاهم و گفت و شنود بین والدین و نوجوان

این عامل به عنوان عامل بسیار مهمی در خانواده به شمار می رود. خانواده ها باید شرایطی را فراهم نمایند که  نوجوان بتواند بدون دغدغه افکار و تمایلات خویش را با خانواده  خود در میان بگذارد.

برخی از پدران سلطه و اقتدار خود را در این می دانند که با چهره اخم آلود و خشن، در خانه حضور یابند و از هرگونه مکالمه دوستانه با فرزندانشان، اجتناب ورزند. آنان معتقدند نباید به فرزندانمان رو بدهیم. به همین دلیل طوری رفتار می کنند که بین خود و فرزندشان سدی ایجاد شود. فرزندان چنین پدرانی معمولا فشار روانی خود را بر روی مادر تخلیه می کنند. مادران نیز به گونه ای رفتار می کنند که جلوی خشم پدر را بگیرند.

در ابن حالت نوجوان در خانه دوستی برای خود نمی یابد و کینه و خشونتی مستمر را در دل می پروراند.

خانواده مطلوب خانواده ای است که در آن برنامه مشخصی از کار، تحصیل، استراحت و حتی تماشا تلویزیون، دید و بازدید دوستان و تفریح وجود دارد و در عین حال محبت و لبخند جزء لاینفک آن است.

در این خانواده عموما فرزندان در کنار آسایش و آرامش در گفت و شنود اقتدار خانواده را نیز می پذیرند.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابولفضل حسینی

ترس از ازدواج یا گاموفوبیا (Gamophobia) چیست؟

به طورغریزی ترس انسان را از موقعیت‌های خطرناک حفظ می‌کند اما ترس غیرمنطقی می‌تواند روند معمول زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. ترس از ازدواج نیز اگر به شکل افراطی بروز کند نوعی اختلال اضطرابی به حساب می‌آید و همانند بسیاری از ترس‌های نامعقول دیگر، دلایل متفاوتی دارد؛ از احساس ناامنی شخصی گرفته تا افسردگی یا نگاه منفی به ازدواج.

ازدواج هراسی یا گاموفوبیا نوعی ترس غیرواقعی از پیمان بستن، تعهد دادن و پذیرا شدن التزام برای باقی ماندن در یک ارتباط ثابت و صادقانه در کنار یک شخص دیگر برای همیشه است. برای خلق یک ارتباط اطمینان‌بخش و صمیمی با شریک زندگی، فرد باید با ترس‌های مختلفی روبرو شود و خود را پذیرای ریسک‌های عاطفی نماید.

ترس از تعهد برای افراد مجرد تا حدی طبیعی است. بیشتر افراد مجرد تصور می‌کنند که با ازدواج و قبول تعهد، امنیت و آسایشی که زندگی مجردی به آنها می‌داده را از دست خواهند داد. شما هر زمان که بخواهید به خانه می‌آیید و هر موقع که بخواهید خارج می‌شوید، لباس‌ها و ظرف‌های کثیف را تا هر زمانی که بخواهید به حال خود باقی می‌گذارید، و از وقت و پول خود هر طور که مایل باشید استفاده می‌کنید. در مقابل دیگران هر طور که بخواهید خودتان را نشان می‌دهید و می‌توانید ضعف‌ها و کاستی‌هایتان را پنهان کنید.

در واقع در برخی از افراد این مسئله مشکلی ایجاد نمی‌کند چون از نظر آنان ازدواج بخشی از زندگی کامل و ایده‌آل نیست ولی مشکل آنجاست که شما ازدواج را بخشی از زندگی ایده‌آل بدانید و در تعارض بین تمایل به ازدواج و ترس از آن قرار گیرید.


علائم گاموفوبیا

علائم عمده‌ای که ممکن است در افراد (هم مردان و هم زنان) مبتلا به گاموفوبیا دیده شود، عبارتند از:

·         ترس غیر منطقی و شدید از ازدواج و تعهد (حتی فکر ازدواج یا دیدن یک شخص دیگر که ازدواج می‌کند، می‌تواند باعث ترس شود)

·         اجتناب کامل از ازدواج یا رویدادها و بحث‌های مرتبط با آن

·         پرخاشگری، حملات وحشتزدگی و بد خلقی هنگام فکر یا بحث در مورد ازدواج

·         وجود ترسی غیر منطقی که فرد قادر به کنترل آن نیست

·         عزت نفس پایین

·         علائم فیزیکی مثل لرزش، گریه، ضربان قلب بالا، مشکل تنفس، تهوع یا استفراغ، سرگیجه یا خستگی، عرق و ناراحتی شکمی

 
دلایل ترس از ازدواج

دلایلی که می‌توان برای ازدواج هراسی برشمرد عبارتند از:


احساس ناامنی شخصی

ناامنی شخصی می‌تواند یکی از دلایل اصلی ترس از ازدواج در افراد باشد. ازدواج آسان نیست. مسئولیت‌های فرد صد برابر می‌شود. شما فقط یک رابطه را به اشتراک نمی‌گذارید، بلکه همه مسایل شخصی، اجتماعی، قانونی و مالی خود را به اشتراک می‌گذارید. ترس از ازدواج ممکن است از ترس این خطرات و آسیب پذیری توسعه یابد.

حادثه ناراحت کننده مرتبط

گاموفوبیا همچنین می‌تواند با هر رویداد ناخواسته و ناراحت کننده همراه باشد که یک تصویر منفی از ازدواج را در ذهن فرد ایجاد کرده است.  این حوادث می‌تواند طلاق از والدین در دوران کودکی، مورد سوء استفاده واقع شدن از طرف والدین، دیدن کشمکش و نزاع پدر و مادر و یا دیگر زوج‌های متاهل، شکست در ازدواج یا روابط قبلی، خیانت از طرف شریک زندگی قبلی و یا زیاد شنیدن در مورد ازدواج‌های ناموفق باشد. چنین دغدغه‌هایی می‌تواند مسئول ترس افراد از ازدواج باشد.

افسردگی

ترس از ازدواج و تعهد می‌تواند در شرایط افسردگی تقویت شود. فرد ممکن است در واقع مایل به ازدواج باشد، اما در مورد عبور از مراحل ازدواج نگرانی و ترس داردعدم اعتماد به نفس، تصویر خود ضعیف، فقدان اعتماد به نفس جنسی و سایر انواع احساسات مرتبط با افسردگی ممکن است باعث شود فرد از ازدواج و تعهدات دور بماند.

شخصیت درونگرا و اجتنابی

فرد نمی‌داند در ازدواج با چه چیزی مواجه خواهد شد. خانواده جدید، روابط جدید همه و همه برای کسی که برای خودش خلوتی داشته، درونگرا است یا شخصیت اجتنابی دارد، کابوس است. پیشنهاد می‌شود چنین فردی با فردی درست به اندازه خودش درونگرا یا اجتنابی ازدواج کند تا در زندگی مشترک، در عین داشتن فضای دو نفره، به فضای فردی و تنهایی‌های یکدیگر هم احترام بگذارند. 

ترس از بازماندن از اهداف

گاهی فرد به این دلیل ترس از ازدواج دارد که نگران است با هر تغییری، از جمله ازدواج، از اهداف خود باز بماند. واقعیت این است که ازدواج به شما ارزش‌ها و اعتبارهای جدید می‌دهد و برخی اعتبارهای پیشین را از شما می‌گیرد. بنابراین، با ازدواج دچار ورشکستگی عاطفی، شخصیتی یا معنوی نمی‌شوید بلکه ارزش‌ها و داشته‌هایتان تغییر می‌کند.

ترس از صمیمیت

این ترس بیشتر در پسران دیده می‌شود. یک پسر از کودکی در پروسه استقلال روانی خود باید از سد مادر بگذرد، ورود به دنیای مردانه مستلزم این است که از مادر فاصله بگیرید تا پدر و عموها او را بپذیرند. بنابراین این نوع صمیمیت‌ها را دفع می‌کند. پروسه استقلال از مادر کم کم در جوانی یک مرد مبدل به استقلال از زنان می‌شود و آنها در ناخودآگاه خود از همه زنان خود را بی‌نیاز می‌بینند. این همان نکته مبهم است در شخصیت شناسی مردان که زنان را گیج می‌کند
چه زمان به متخصص مراجعه کنیم؟

گابوفوبیا می‌تواند یک مسئله جدی باشد زیرا ممکن است موجب انزوای فرد شود. چنین فردی از فکر ازدواج هم می‌ترسد، اما نسبت به آن کاملا بی میل نیست. این ترس می‌تواند به شدت به روابط و زندگی خانوادگی یک فرد آسیب برساند. در چنین شرایطی، مشاوره با روانشناس یا روانپزشک ضروری است. علاوه بر این، اگر علائم بالا برای یک دوره طولانی مدت، بیش از شش ماه به وقوع پیوسته و زندگی یک فرد را مختل کرده باشد، باید شروع به درمان نمود.

گاموفوبیا یا ازدواج هراسی چگونه درمان می‌شود؟

گاموفوبیا را با استفاده از روان درمانی و داروهای مختلف می‌توان درمان کرد. درمان‌های موثر برای از بین بردن موفق این ترس عبارتند از:

درمان رفتاری شناختی (CBT)

CBT یکی از مؤثرترین درمان‌های گاموفوبیا است. گاموفوبی ممکن است با خاطره یا تجربه ناراحت کننده قبلی ارتباط داشته باشد. فردی که ترس از ازدواج دارد ترس او ناشی از تصاویر منفی و افکار مزاحم مرتبط با ازدواج است و نه به دلیل خود ازدواج. رفتاردرمانگر به فرد کمک می‌کند تا افکار منفی‌ای را که نسبت به ازدواج دارد کشف کرده و آنها را با افکار مثبت جایگزین کند

مواجهه درمانی

مواجهه درمانی نیز یک روان درمانی موثر دیگری است که برای درمان گاموفوبیا استفاده می‌شود. در مواجهه درمانی، درمانگر شخص را  در شرایط مشابه با ازدواج و یا بحث در مورد ازدواج قرار می‌دهد. در کنار آن، درمانگر فرد را هدایت می‌کند تا در طول جلسه درمانی، آرامش خود را حفظ کرده و ریلکس باشد. با مواجهه منظم فرد به آن شرایط عادت کرده و قادر به تحمل و مدیریت اضطراب خود می‌شود.

خانواده درمانی

خانواده درمانی یک مولفه مهم در فرایند درمان است. درمانگر با خانواده فرد مشاوره کرده و آنان را در مورد شرایط فرد گاموفوبیک آگاه می‌کند. در حقیقت، جلسات مشاوره منظم با خانواده، باعث حمایت خانواده از فرد و بالا رفتن انگیزه درمان در او می‌شود و می‌تواند  کلید موفقیت درمان باشد.  

دارودرمانی

در موارد انزوا و اضطراب، ممکن است از دارو استفاده شود. داروهای متداول داروهای ضد اضطراب و ضد افسردگی هستند. با این حال، روان درمانی های مطرح شده در درمان گاموفوبیا موثرتر است.

چگونه با ترس از ازدواج مقابله کنیم؟

۱- خواسته هایتان را تعیین کنیدباید مطمئن شوید که می‌خواهید زندگیتان را با فرد دیگری تقسیم کنید. بسیاری از افراد مجردی که نمی‌توانند تعهد را قبول کنند دلیلشان این است که نمی‌توانند تصمیم بگیرند که آیا واقعا کسی را می‌خواهند یا خیر

۲- درک کنید که هیچ چیز واقعا پس از ازدواج تغییر نمی‌کندقرار نیست هیچ چیزی در روابط شما بعد از ازدواج تغییر کند، خیلی زود بعد از اینکه لباس عروس و دامادی را از تن درآوردید همه چیز به شکل قبل خواهد بود.

۳- با زوج‌های خوشبخت و متاهل ملاقات کنیداگر گامافوبیکی هستید که می‌تواند صحبت در مورد ازدواج را تحمل کند. می‌توانید با مراجعه به مراکز مشاوره ازدواج افراد یا زوج‌هایی را پیدا کنید که ترس از ازدواج داشته‌اند ولی اکنون متاهل هستند. حرف زدن با آنان ویا دیگر زوج‌های خوشحال می‌تواند به شما کمک کند.

۴- ترس خود را ریشه یابی کنیدشاید شما نیاز دارید نگاهی به اطراف خود بیاندازید و تعیین کنید که آیا ممکن است ترس از ازدواج شما نتیجه درونی کردن روابط ناموفق خودتان یا دیگران باشد. شاید مشکلات ازدواج پدر و مادرتان شما را تحت تأثیر قرار داده و باعث شده شما همیشه تعهد به دیگران را رد کنید. باید بدانید که وجود ترس هایی نظیر ترس از عدم پذیرش، تغییر و از دست دادن آزادی کاملا معقول و طبیعی است. اگر از وجود آنها اطلاع داشته باشید، می‌توانید استراتژی‌هایی برای فایق آمدن به آنها ایجاد نمایید. هرچه که هست، کشف منبع اصلی ترس شما گام مهمی در از بین بردن آن است

۵- انتظارات خود را از ازدواج بررسی کنیدآیا انتظاراتتان از ازدواج واقعی است؟ آیا می‌ترسید بعد از ازدواج تمام تصورات فانتزیتان از ازدواج در هم بشکند. شما تنها نیستید. خیلی ها مثل شما فکر می‌کنند. در واقع یکی از دلایل اصلی ترس از ازدواج این است که افراد فکر می‌کنند ازدواج ناموفقی خواهند داشت و ترس آنان باعث می‌شود با رد کردن پیشنهاد ازدواج شانس موفقیت در آن را به طور کل از دست بدهند.

۶- در دوره نامزدی مهارت‌های متعهد شدن خود را تقویت کنید. با نامزدتان در مورد اهداف زندگی و آرزوهایی که در سر می‌پرورانید، صحبت کنید. همچنین جنبه‌های روحی و باطنی و شخصیت درونی خود را برای طرف مقابل آشکار نمایید. انجام این کار موقعیت‌های نابی برای تجربه اعتماد، صمیمیمت و نزدیکی فراهم می‌آورد.

۷- ببینید چه به دست می‌آورید. به چیزی که از دست می‌دهید فکر نکرده و از آن نترسید بلکه به چیزهایی فکر کنید که در ازای یک رابطه صادقانه و عاشقانه بدست می‌آورید مانند اعتماد، صمیمیت، نزدیکی.

۸- به دنبال درمان باشید. اگر خودتان قادر نیستید به نگرانی‌هایتان در مورد ازدواج پایان دهید به دنبال کمک حرفه‌ای باشید.


برخی از افراد در کل ازدواج را ضروری نمی‌دانند. اگر شما هم در تمام تلاشتان برای غلبه بر ترس از ازدواج ناموفق بودید، می‌توانید روابط خود را به گونه‌ای که مطلوبتان است، شکل دهید و از زندگی‌تان لذت ببرید.

 

برگرفته از: healthtopia و hellogiggles

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابولفضل حسینی

سندرم آسپرگر چیست؟

سندرم آسپرگر چیست؟

سندرم آسپرگر یا اختلال اسپرگر (Asperger's Syndrome)، در گروه اختلال‌های نورونی قرار می‌گیرد که بر روی رفتار، گفتار، ارتباطات و الگوی تعاملات اجتماعی اثر می‌گذارد. سندرم آسپرگر، از روی نام پزشک اتریشی که در سال ۱۹۴۴ برای اولین بار این اختلال را تشخیص داد، نامگذاری شده است. در سال ۲۰۱۳ نشانگان آسپرگر به عنوان یکی از زیر شاخه‌های طیف اوتیسم شناخته شد.
هنگامی که فردی مبتلا به سندروم آسپرگر را می‌بینید، احتمالا دو نکته توجه‌تان را جلب می‌کند. آن‌ها بهره هوشی متوسط یا کمی بیش از دیگر کودکان دارند، اما در مهارت‌های اجتماعی بسیار ضعیف هستند. هم چنین روی یک موضوع یا کار آنقدر تمرکز کرده که بار‌ها و بار‌ها آن را تکرار می‌کنند.

تحقیقات نشان داده که احتمال ابتلا به سندرم اسپرگر در پسران ۵ برابر دختران است و از هر ۲۰۰۰ کودک، ۵ تای آن‌ها به سندرم آسپرگر مبتلاست.


علائم سندرم آسپرگر

نشانه‌های این بیماری از همان ابتدای کودکی نمایان می‌شوند.

·         پدر و مادر متوجه می‌شوند که کودک نمی‌تواند ارتباط چشمی برقرار کند. در موقعیت‌های اجتماعی نمی‌داند چگونه رفتار کند یا در پاسخ به صحبت دیگران چه پاسخی بدهد.

·         زبان بدن یا حالات چهره افراد را تشخیص نمی‌دهد. به طور مثال از اخم کردن، عبوس شدن و برافروخته شدن افراد، تشخیص نمی‌دهد که عصبانی شده‌اند.

·         کودک به ندرت احساسات خود را بروز می‌دهد. حتی وقتی که شاد است یا لطیفه‌ای می‌شنود، نمی‌خندد. بطور یکنواخت و بدون هیچ هیجان و احساسی صحبت می‌کند.

·         کودکان مبتلا به این سندروم معمولا درباره خود و سوژه مورد علاقه‌شان زیاد حرف می‌زنند و یک کار را بار‌ها و بار‌ها تکرار می‌کنند.

·         این کودکان تغییر را دوست ندارند. مثلا یک غذا را هر روز برای صبحانه می‌خورند و از جابجا شدن کلاس‌ها در مدرسه ناراضی‌اند.

·         به جزییات اشیا و طرح ها بسیار دقت می‌کنند و قادر هستند برای مدتی طولانی به تنهایی بازی کنند یا به کاری مشغول شوند.

·         کودکان مبتلا به این سندروم به گونه‌ای خاص و متفاوت از دیگران فکر می‌کنند.

 

 

نحوه تشخیص سندروم آسپرگر

اگر نشانه‌های بالا را در کودک خود مشاهده کردید. به پزشک مراجعه کنید تا او شما را به یک متخصص سلامت روان ارجاع دهد.

·         روانشناس. مشکلات رفتاری و احساسی کودک را تشخیص می‌دهد و درمان می‌کند.

·         متخصص نورولوژیست. وضعیت مغزی کودک را بررسی می‌کند و تشخیص می‌دهد.

·         متخصص رشد کودکان. مشکلات گفتاری و زبانی و تاخیر در رشد کودک را تشخیص می‌دهد.

·         روانپزشک. سلامت روان کودک را مورد بررسی قرار می‌دهد و در صورت نیاز دارو تجویز می‌کند.

معمولا درمان به صورت گروهی انجام می‌شود، بدین معنا که تمام متخصصان فوق در امر درمان شرکت می‌کنند.
پزشک در مورد رفتار کودک شما سوالاتی ازین دست می‌پرسد:

·         چه نشانه‌هایی در کودک دیده‌اید و از چه زمانی متوجه آن‌ها شده‌اید؟

·         چه زمانی کودک اولین واژه را به کار برد و چگونه ارتباط برقرار می‌کند؟

·         آیا روی فعالیت یا اشیا خاصی تمرکز می‌کند؟

·         آیا دوستی دارد، چگونه با دیگران ارتباط برقرار می‌کند؟

سپس پزشک رفتار کودک و نحوه تعامل او را شخصا مشاهده می‌کند.


درمان سندرم اسپرگر

از آنجا که هر کودکی با کودک دیگر متفاوت است، یک درمان برای تمام کودکان پاسخگو نیست. ممکن است پزشک چند نوع درمان را امتحان کند تا مناسب‌ترین آن را برای کودک شما انتخاب کند.
درمان‌ها شامل موارد زیر است:

·         آموزش مهارت‌های اجتماعی. درمانگر در جلسات گروهی یا فردی به کودک یاد می‌دهد که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند و خود را به مناسب‌ترین شکل نشان دهد.

·         گفتار درمانی. گفتار درمانی موجب بهبود مهارت‌های ارتباطی کودک می‌شود. برای مثال کودک یاد می‌گیرد که چگونه هنگام صحبت کردن تن صدای خود را بالا و پایین ببرد و یکنواخت حرف نزند. هم چنین می‌آموزد که چگونه یک مکالمه دو یا چند نفره را دنبال کند. او می‌آموزد که چگونه ارتباط چشمی برقرار کند و با حرکات دست خود مفاهیم را منتقل کند.

·         درمان رفتاری - شناختی. به کودک کمک می‌شود تا به شیوه‌ای نو فکر کند و احساسات و رفتار‌های تکراری خود را بهتر کنترل کند. همچنین قادر می‌شود تا بحران‌ها، رفتار‌های انفجاری و وسواس‌های خود را مدیریت کند.

·         آموزش پدر و مادرها. همان تکنیک‌هایی که برای بهبود رفتار اجتماعی به کودک یاد داده می‌شود، برای پدر و مادر‌ها نیز تشریح می‌شود تا در منزل با کودک تمرین کنند. برخی پدر و مادر‌ها از کمک مشاور برای مواجهه با چالش‌های زندگی با فرد مبتلا به سندرم اسپرگر بهره می‌گیرند.

·         آنالیز رفتار کودک. در این روش به رفتار‌های اجتماعی و ارتباطی مثبت کودک، پاداش تعلق می‌گیرد و رفتار‌های ناپسند نادیده گرفته می‌شود. درمانگر با پاداش دهی به کودک از طریق ایجاد "اجبار مثبت" به نتیجه دلخواه دست می‌یابد.

·         دارو درمانی. هیچ داروی مشخصی از سوی سازمان غذا و داروی امریکا برای درمان سندرم آسپرگر و بیماری اوتیسم شناخته نشده است. ممکن است برخی دارو‌ها برای کنترل علایم بیماری مانند افسردگی و اضطراب تجویز شوند. معمولا پزشک دارو‌های زیر را تجویز کند:

·         دارو‌های بازدارنده بازجذب سروتونین ((selective serotonin reuptake inhibitors (SSRI)

·         دارو‌های آنتی سایکوتیک

·         دارو‌های محرک

با درمان درست، کودک یاد می‌گیرد که چگونه چالش‌هایی که در جامعه با آن مواجه می‌شود، را کنترل کند. بدین ترتیب در مدرسه و در زندگی موفق می‌شود.

برگرفته از : webmd، lifepersona 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابولفضل حسینی

اهمیت مشاوره قبل از ازدواج

مشاوره قبل از ازدواج یکی از موارد تاثیر گذار در انتخاب همسر و داشتن ازدواجی موفق است. معمولا این نوع مشاوره‌ها در 4 مرحله شناخت خود، شناخت طرف مقابل، تطابق خصوصیات و بررسی کلی موارد انجام می‌گیرند.

اغلب گفته می‌شود موفقیت یا شکست یک ازدواج خیلی قابل پیش بینی نیست اما ازدواجی که با آگاهی و به اصطلاح با چشمانی باز صورت بگیرد به طور حتم به احتمال بیشتری به موفقیت خواهد انجامید. یکی از اقداماتی که به دختر و پسر در آستانه ازدواج کمک می‌کند تا با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرند مراجعه و مشورت با مشاوران ازدواج است. در این مقاله به طور اجمالی اقدامات مشاوران ازدواج و توصیه‌های آنان به جوانان در هنگام ازدواج را بخوانید.

توصیه‌های یک مشاور به زوجین، قبل از ازدواج

دختر و پسر برای آنکه از نعمت ازدواج مناسب برخوردار گردند باید اصولی را رعایت کنند بخشی از مواردی که توسط مشاوران خانواده توصیه می‌شود به شرح زیر است:

۱- در انتخاب همسر عجله و شتاب نکنید. این امر را با بررسی و تحقیق انجام دهید.
۲- در همسرگزینی وسواس زیاد به خرج ندهید. با دیده اغماض عوامل مختلف را بررسی و تصمیم گیری نمایید.
۳- چنانچه پدر و مادر و خانواده‌های وابسته سختگیری کردند برای متقاعد کردن آنان از مشاوره خانواده استفاده کنید.
۴- از ازدواج تحمیلی خودداری کنید.
۵- مراسم ازدواج را در ایام مبارک و چه بهتر که در روز‌های تولد معصومین انجام دهید و نیت خود را در ازدواج خالص کنید.
۶- در انتخاب همسر پس از بررسی معیار‌های طرف مقابل، وضعیت خود را با آن مقایسه و در صورت هماهنگی تصمیم‌گیری نمایید. بدون توجه به شرایط خود انتخاب ایده‌آلی نمایید.
۷- در انتخاب همسر از پدر مادر و خویشاوندان نظرخواهی کنید، ولی مواظب باشید که به علت عدم تخصص ممکن است نظر آنان تحت تأثیر معیار‌های خاص مناسب نباشد. بهتر است با یک مشاور واجد شرایط در این زمینه مشورت کنید.
8- برای شناخت همسر از روش‌های مستقیم و غیرمستقیم استفاده نمایید و قبل از خواستگاری به طور مستقیم از طریق مشاهده و گفت و شنود طرف مقابل را شناسایی کنید.
۹- در انجام ازدواج مراحل مختلف آن را ضمن پرهیز از هزینه‌های بی مورد و هرگونه اسراف انجام دهید.
۱۰- در مورد مهریه مراسم ازدواج و جهیزیه سختگیری نکنید وضع پیش نیاید که این امر مانع ازدواج شود و یا طرفین را به زحمت اندازد.
۱۱- چون ازدواج یک قرارداد زندگی مشترک است بنابراین طرفین ازدواج باید هرگونه شرایطی را که در این قرارداد لازم می‌دانند در عقدنامه ذکر کنند و در این مورد قبلا توافق نمایید.
۱۲- مسائل مربوط به ازدواج بسیار حساس و دقیق است و دانستن آن‌ها در تشکیل زندگی شاد و سعادتمند نقش موثری دارد؛ لذا شرکت دختران و پسران در کلاس‌های توجیهی قبل از ازدواج و یا مطالعه کتاب‌هایی که این اطلاعات را در بر دارد ضروری است.
۱۳- برنامه‌های دوره آموزشی خانواده، قبل از ازدواج باید دختر و پسر را با هدف‌ها و وظایف و حقوق زندگی مشترک زناشویی آشنا سازد. چنین برنامه‌هایی حداقل به صورت فوق برنامه بهتر است در برنامه‌های رسمی دبیرستان و دانشگاه گنجانده شود.
۱۴- در ازدواج علاوه بر همسر، شناخت بستگان و خویشاوندان وی نیز ضرورت دارد؛ بنابراین وضعیت اقوام و دوستان و به خصوص بستگان نزدیک را در همسرگزینی مثل تعداد خواهر و برادر نباید نادیده گرفت.
۱۵- سعی کنید تحت تاثیر یک عامل شاخص و برجسته و گول زننده در انتخاب همسر مانند زیبایی و ثروت تصمیم گیری ننمایید. در این مورد با توجه به همه عوامل اقدام کنید.

 

مراحل مشاوره قبل از ازدواج

مشاوره قبل از ازدواج با افراد در استانه ازدواج دارای چهار مرحله است که طی چند جلسه انجام می‌گیرد:

1.     مرحله شناخت خود؛ منظور از خود، دختر و پسری است که قرار است ازدواج کند و قبل از آنکه وارد مرحله ازدواج شود باید خودش را با تمام خصوصیاتی که در ازدواج موثر است بشناسد.

2.     شناخت طرف مقابل؛ منظور از طرف مقابل فردی است که برای ازدواج در نظر گرفته شده است. این شناسایی نیز باید در تمام عوامل موثر در ازدواج انجام گیرد.

3.     تطابق خصوصیات و بررسی تفاوت‌ها و تشابهات و خصوصیات مثبت و منفی.

4.     بررسی این مطلب که زوج مورد نظر با توجه به شرایط و خصوصیاتی که شناسایی شده می‌توانند ازدواج موفقی داشته باشند یا نه.

خدمات مشاوره قبل از ازدواج به جوانان

در مشاوره های قبل از ازدواج مشاور در موارد زیر به دختر و پسر در آستانه ازدواج کمک می‌کند:

·         هدف ازدواج

·         شناخت دختر و پسر در زمینه‌های مختلف از جمله ویژگی‌های شخصیت

·         انتظارات طرفین از یکدیگر

·         نگرش نسبت به سن، تحصیلات، اقتصاد و...

·         هماهنگی درباره داشتن فرزند

·         مقایسه اهداف زندگی مشترک دختر و پسر

·         مقایسه سن، تحصیلات، علائق، قومیت و فرهنگ و سایر عوامل موثر در ازدواج

·         مقایسه انتظارات دختر و پسر در مورد نقش و وظایف زن و شوهر

·         مقایسه هماهنگی خانواده‌های دختر و پسر از نظر موقعیت فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی

·         بیان خط قرمزهای دختر و پسر

·         ارتباط با خانواده گسترده

·         کمک به مثبت‌نگری در رابطه زناشویی

·         مطالعه در خصوصیات و شرایط طرفین به منظور گزینش مناسب همسر

در مشاوره‌های قبل از ازدواج در مرحله شناخت دختر یا پسر در آستانه ازدواج، مشاوره به صورت فردی و زمانی که مقایسه‌ها و شباهت‌ها انجام می‌گیرد، مشاوره در حضور دختر و پسر انجام می‌شود و تا آنجا ادامه می‌یابد که به انصراف یا انتخاب مناسب منتهی گردد.

 

برگرفته از: کتاب آموزش و مشاوره قبل از ازدواج

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابولفضل حسینی

اهمیت مشاوره قبل از ازدواج مجدد

در ازدواج مجدد افراد علاوه بر اصولی که در هر ازدواجی باید رعایت شود، شرایط دیگری چون مسائل مرتبط با فرزندان همسر سابق را باید در نظر بگیرند. مشاوره قبل از ازدواج مجدد را جدی بگیرید.

جامعه ارزشی را که برای ازدواج اول قائل است را به ازدواج مجدد نمی‌دهد. نگاه منفی برخی از افراد به ازدواج دوم مرد یا زنی که همسر اول خود را به علت فوت یا جدایی از دست داده است، مخالفت فرزندان، دخالت‌ها و مخالفت‌های خویشاوندان همسر سابق از جمله مشکلات ازدواج دوم می‌باشد. با این وجود حق هر زن و مردی است که در صورت طلاق یا فوت همسرش به زندگی سالم و با نشاط خود ادامه داده و مجددا ازدواج کند. توصیه‌های مشاوران در این زمینه را بخوانید.

 

اصول راهنما در ازدواج مجدد

چون شرایط ازدواج اول با ازدواج دوم متفاوت است فردی که می‌خواهد به ازدواج دوم دست بزند باید اصولی را رعایت کند که به ذکر مواردی از آن مبادرت می‌شود:

1- عوامل موثر در ازدواج مجدد همان عواملی است که در ازدواج اول نیز باید مد نظر قرار بگیرد. آنچه در این موضوع به اصول ازدواج اضافه می‌شود فرزندانی است که ممکن است زن یا مرد در ازدواج اولیه داشته باشند و باید تکلیف آنها قبل از انجام ازدواج تعیین گردد و در شرایط عقد ذکر شود.

2- در صورتی که زن و مرد در ازدواج اولیه فرزند نداشته باشند و عوامل موثر در ازدواج دوم در مورد آنان همخوانی داشته باشد شرایط یک زندگی موفق را خواهند داشت.

3- در مورد انتخاب همسر، مرد باید خود را با شرایط جدید تطبیق دهد و توقع خود را پایین بیاورد. تعدادی از مردان با وجود آنکه خود یک مرحله ازدواج را گذرانده‌اند اصرار دارند که با دختران کم سن و سال ازدواج کنند و از زناشویی با زنان بیوه اکراه دارند. این توقعی است که احتمال توفیق در ازدواج و نشاط در زندگی مشترک را پایین می‌آورد.

 

4- زنان بیوه در فرهنگ ایرانی در ازدواج از اعتبار کمتری برخوردارند و مردی که ازدواج نکرده کمتر به سراغ آنها می‌رود. بنابرین آنان نیز اگر می‌خواهند به ازدواج دوم مبادرت ورزند، باید سعی کنند از بلندپروازی و توقعات زمان دختر بودن خود دست بردارند.

5- در مورد ازدواج زن یا مردی مطلقه است باید علت طلاق تحقیق شود و پس از روشن شدن علل و شناخت همه جانبه در مورد ازدواج تصمیم گیری مناسب انجام گیرد.

6- در مورد زن و مردی که به علت فوت یا طلاق همسرش قصد ازدواج مجدد داشته و دارای فرزند می‌باشند در صورتی که طالب همسری آنان نیز دارای وضعیت مشابه باشد باید تمام شرایط زندگی خود را در رابطه با فرزندان، در زمان عقد ازدواج مشخص سازند و مراتب در عقدنامه نیز ذکر شود. آنها در طول زندگی زناشویی باید فرزندان یکدیگر را دوست بدارند و تبعیض بین آنان قائل نشوند. همچنین است در موردی که یکی فرزند داشته و دیگری فرزند نداشته باشد که در این صورت نیز وضعیت فرزندان از نظر نیازهای روانی و تربیتی باید مورد توجه قرار گیرد و پس از توافق در این زمینه نسبت به ازدواج دوم اقدام شود.

 

توصیه مشاوران به مراجعان در آستانه ازدواج مجدد

1- زن یا مرد به علت شکست در ازدواج اولیه ممکن است از ازدواج دوباره هراس داشته باشد و چنین پندارد که ممکن است از چاله به چاه بیفت. این افراد می توانند با کمک مشاور علت شکست را در ازدواج اولیه بررسی کرده و متوجه شوند که در ازدواج جدید از تجربیات گذشته برای انتخاب همسر و تشکیل خانواده استفاده نمایند. چه بسا شکست‌هایی که مقدمه‌ای برای موفقیت‌های بعدی هستند.

2- بسیاری از زنان جوان که شوهران خود را به علل مختلف از دست داده‌اند، به علت تبعیت از فرهنگ غلط رایج، با وجود نیاز به ازدواج با تحمل محرومیت، از ازدواج پرهیز می‌کنند. در حالی که آنان باید به این باور برسند که محرومیت‌های روانی و جسمانی مربوط به ازدواج را نباید بپذیرند و بدانند شرع و عقل ازدواج مجدد را تایید می‌کنند.

3- مردان یا زنانی هستند که به علت علاقه زیاد به همسر اول خود پس از فوت او محرومیت را به خاطر جبران محبت‌های همسر اول تحمل می‌کنند و مدت‌ها یا برای همیشه مبادرت به ازدواج دوم نمی‌کنند. این افراد باید به این باور برسند که محرومیت آنان کمکی به دنیا و آخرت همسر اول آنها نمی‌کند و توصیه و روش اولیای تشویق این افراد به برخورداری از نعمت زندگی زناشویی در بقیه عمر خود می‌باشد.

4-مردی یا زنی که به ازدواج مجدد روی می‌آورد دیگر آن دختر و پسری نیست که در ازدواج اول بوده است. او امتیازات زیادی را از دست داده است، بنابراین در همسرگزینی باید توقع خود را پایین بیاورد و با تعدیل کفویت عوامل موثر در ازدواج را ارزیابی نمایند.

5- زنان در ازدواج دوم خود در عین حال که باید کمی توقعات خود را تعدیل کنند، باید تمامی فنونی که در مورد ازدواج اول در انتخاب همسر وجود دارد را رعایت نمایند. باید در جلسات خصوصی و به طور مستقیم و غیرمستقیم مرد مورد نظر خود را مورد شناخت قرار دهند سپس تصمیم بگیرند. مردان نیز باید برای خواستگاری اصرار به دختر کم سن و سال نداشته باشند و روشی را برگزینند که در تمام عوامل و شرایط با همسر آینده خود هماهنگ باشند.

 توصیه‌هایی در رابطه با فرزندان در ازدواج مجدد

برای آنکه مردان و زنانی که به ازدواج‌های دوم روی می‌آورند فرزندان را بلاتکلیف نگذارند و در چنین حالتی فرزندان از لحاظ نگهداری و تربیت آسیب نبیند، موارد زیر باید مورد توجه قرار بگیرد:

·         پس از ارضای انگیزه‌های اولیه ازدواج، مهر پدری یا مادری خود را نشان خواهد داد و شرایط نامناسب فرزندان و قصوری که مرتکب شده‌اند آنان را از نظر روانی رنج خواهد داد. در این صورت احساس گناه خواهند نمود و دچار عذاب وجدان خواهند شد که بسیار شکننده است.

·         فرزندان که تمام بدبختی‌های خود را متوجه پدر یا مادر احساس می‌کنند آنان را مورد بی‌مهری قرار داده و در مواردی به حملات جسمی و روحی و اهانت متوسل خواهند شد.

·         زن یا مردی که به عنوان همسر دوم وارد خانه می‌شود باید در نظر بگیرد که در مذهب در مورد کودکان یتیم بسیار سفارش شده است.

·         لازم است که زنان و مردان مطلقه پیش از ازدواج وضعیت فرزندان خود را از لحاظ آموزش و پرورش و نگهداری در شرایط مناسب مشخص نمایند و ترتیبی داده شود آسیبی متوجه فرزندان نباشد.

·         اگر در ازدواج مجدد شرایط فرزندانت به خوبی مورد توجه قرار نگیرد ممکن است افرادی نامتعادل با انحرافات اخلاقی تربیت شوند که به نوعی سربار جامعه قرار گیرند. این گناه متوجه پدر و مادری خواهد بود که به وظیفه خود به خوبی عمل نکرده است.

 

برگرفته از: کتاب آموزش و مشاوره قبل از ازدواج

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابولفضل حسینی

اینستاگرام بدترین رسانه اجتماعی برای سلامت روانی جوانان



طبق گزارش جدید منتشر شده توسط رویال سوسایتی از انجمن بهداشت عمومی انگلستان، اینستاگرام مضر ترین رسانه اجتماعی برای سلامت روانی جوانان شناخته شد

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری بانکداری الکترونیک، طبق گزارش جدید منتشر شده توسط رویال سوسایتی از انجمن بهداشت عمومی انگلستان، اینستاگرام مضر ترین رسانه اجتماعی برای سلامت روانی جوانان شناخته شد.
محققان پس از مطالعه بر روی 1500 نفر از افراد جوان بین سنین 14 تا 24 سال در مورد نحوه تاثیر رسانه های اجتماعی بر روی عواملی مانند اضطراب، افسردگی، هویت و تصویر بدن، به این نتیجه رسیدند که یوتیوب بیشترین اثر مثبت نسبت به دیگر رسانه های اجتماعی همچون اینستاگرام، اسنپ چت، فیس بوک و توییتر را بر روی سلامت روانی جوانان دارد. این مطالعه رابطه بین رسانه های اجتماعی با انزوای جوانان را نشان می دهد.
اینستاگرام اپلیکیشنی با بیش از 700 میلیون کاربر جهانی است که از لحاظ منفی بودن تاثیر در صدر جدول قرار دارد. در این گزارش آمده، اینستاگرام زنان جوان را وادار می کند تا خودشان را با نمونه های غیر واقعی، تصنعی و فیلتر شده و فوتوشاپ شده مقایسه کنند.
اینستاگرام باعث می شود زنان و دختران احساس خوبی نسبت به ظاهر خود نداشته باشند و تصاویر خود را سانسور کنند و یا در فوتوشاپ آنها را تغییر دهند تا بهتر به نظر برسند. برای مقابله با این مشکل، این انجمن از رسانه های اجتماعی خواست تا برای جلوگیری از خودکم بینی و بی کفایتی کاربران، هشدارهایی بر روی تصاویری که توسط فوتوشاپ دستکاری شده اند قرار دهند.
در واقع قرار نیست امکان انتشار تصاویر فوتوشاپی وجود نداشته باشد بلکه باید این تصاویر مشخص شوند. رسانه های اجتماعی باید ابزاری برای افزایش دانش جوانان باشند و در عین حال تاثیر خوبی بر روی روح و روان آنها داشته باشند.
جوانانی که بیش از 2 ساعت در روز در محیط رسانه های اجتماعی به سر می بردند بیشتر دچار فقر سلامت روان از جمله پریشانی روانی بودند. در این گزارش پیشنهاد شده امکاناتی بر روی این شبکه های اجتماعی قرار داده شود که در صورت حضور بیش اندازه کاربران در این فضاها به آنها هشدار دهد. از 10 نفر از 7 نفری که در این مطالعه شرکت داشته اند از این توصیه ها استقبال کردند ولی متخصصین اعلام کردند میزان اعتیاد به رسانه های اجتماعی به مراتب بیشتر از اعتیاد به الکل و سیگار است.

رئیس کالج بریتانیا گفت: اینکه رسانه های اجتماعی نقش کلیدی در شاد نبودن جوانان ایفا می کند ولی نمی توان از فایده های آن نیز چشم پوشی کرد، ما باید به کودکان نهوه برقراری ارتباط با این رسانه ها و شناخت مزایا و خطرات آن را آموزش دهیم تا برای ورود به دنیای دیجیتال آماده شوند.

 


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابولفضل حسینی

اینستاگرام چگونه سلامت روان زنان را نشانه می‌گیرد؟

در میان شبکه‌های اجتماعی، اینستاگرام به عنوان رسانه‌ای تصویرمحور، تأثیرات مخرب بسیاری نسبت به سایر شبکه‌های اجتماعی بر سلامت ذهنی کاربران دارد.

 

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، در میان شبکه‌های اجتماعی، اینستاگرام به عنوان رسانه‌ای تصویرمحور، تأثیرات مخرب بسیاری نسبت به سایر همنوعان خود بر سلامت ذهنی کاربران داشته است. اینستاگرام در طول مدت ظهورش به عنوان یک شبکه اجتماعی، توانست مخاطبان زیادی به‌ویژه در میان جوانان را به خود جذب کند. امکانات ویژه‌ای که این شبکه برای کاربران خود ایجاد کرد سبب شد تا امروزه بیش از 700 میلیون کاربر، مخاطب این شبکه شوند. ایران نیز با بیش از 6 میلیون کاربر در رتبه هفتم جهان در استفاده از اینستاگرام قرار دارد.

این حجم بالای کاربران سبب شد نظر کارشناسان و محققان را به خود جلب کرد. تاکنون تحقیقات و بررسی‌های بسیاری در این مورد انجام شده است. کارشناسان بسیاری در تحلیل ابعاد مختلف این شبکه اجتماعی، نظرات قابل تأملی ارائه کرده‌اند. در همین راستا انجمن سلطنتی بهداشت عمومی انگلیس به تازگی تحقیقات ویژه‌ای را در مورد اینستاگرام انجام داده که طی آن این شبکه اجتماعی را به عنوان مضرترین رسانه در قیاس با رسانه‌های دیگر از قبیل فیسبوک، یوتیوب، اسنپ چت و غیره معرفی کرده است.

بر مبنای گزارش این انجمن، اینستاگرام تأثیرات سوئی بر سلامت روان و ذهن کاربران دارد. این انجمن در تحقیقاتی که بر روی 1500 کاربر با میانگین سنی 14 تا 24 سال انجام داد، چنین برآورد کرد که جوانان به‌خصوص زنان بیش از سایر کاربران در معرض ابتلا به اختلالات و آسیب‌های روانی هستند. از آنجا که هیچ نظارت و فیلترینگی بر این شبکه وجود ندارد، کاربران به‌راحتی هر تصویر و ویدئویی را منتشر کرده و آن را با فالوورهای خود به اشتراک می‌گذارند که همین امر تبعات بسیاری را در پی داشته است.

نکته بسیار مهمی که شاید غالب کاربران اینستاگرام از آن آگاه نباشند تأثیر ماندگار و اعجاب انگیزی است که بر ذهن افراد دارد. هر تصویر معادل هزار کلمه است و مدت زمانی قریب به چهل سال در ذهن انسان باقی می‌ماند و همانطور که گفته شد تصاویر بدون هیچ نظارت و محدودیتی در صفحات شخصی افراد منتشر می‌شود. گاهی در میان آنها پست‌هایی به اشتراک گذاشته می‌شود که سبب ایجاد هیجان و تحریک ذهن و ترشح هورمونی به‌نام سروتونین  (هورمون لذت و سرخوشی ) شده و کاربران را به سوی تماشای چندباره تصاویر مشخصی سوق می‌دهد. و اینجاست که بحث تأثیر روانی پیش می‌آید.

در این میان  زنان و دختران جوان با مشاهده تصاویر فتوشاپی و تغییر یافته دوستان خود در صفحات شخصی‌شان بدون آنکه متوجه باشند دچار نوعی اضطراب، انزوا و سرخوردگی می‌شوند. تحقیقات نشان داده است که افراد معمولا در این شبکه با انتشار تصاویر و پست‌های غیر واقعی تلاش می‌کنند تا وجهه مثبتی از خود نشان دهند و کاربران دیگر در مقام قیاس برآمده و وقتی آنها را با خود مقایسه می‌کنند اعتماد به نفسشان را از دست داده و تلاش می‌کنند با نزدیک کردن خود به این افراد و آنچه مشاهده می‌کنند بخشی از این خلا ناشی از یک فریب بزرگ را جبران کنند.

در برخی موارد حتی تأثیرات مخرب این شبکه فراتر رفته و به سطح جامعه کشیده می‌شود. مثلا یکی از مسائلی که طی یک برهه زمانی بسیار فراگیر شده بود کمپینی به نام «بچه پولدارها» بود که طی آن عده‌ای با به اشتراک گذاشتن عکسها و ویدئوهایی از خودروهای لوکس در کنار ویلاهای آنچنانی و یا لوازمی که حاکی از تجمل و رفاه بسیار است، ضمن خودنمایی که نتیجه خلا ناشی از عدم اعتماد به نفس بوده، فالوورهای خود را تحریک به داشتن این امکانات از هر راه ممکن می‌کردند. چه بسا افرادی که حاضر می‌شوند برای رسیدن به این درجه، به هر قیمتی تلاش کنند که البته بدترین راه که به ظاهر ساده‌ترین است را انتخاب می‌کنند. راه‌هایی مانند سرقت، کلاهبرداری و حتی گاهی قتل که قطعا آسیب بزرگی را متوجه خود و جامعه می‌کنند.

کارشناسان و محققان انجمن سلطنتی انگلیس، ضمن اشاره به نکات ذکر شده، خاطر نشان کردند هدف از این تحقیقات آگاه سازی افراد درباره واقعیت امر و ارتقا سلامت ذهنی و روانی استفاده کنندگان است. آنها درخصوص تصاویر غیر واقعی منتشر شده در اینستاگرام توسط کاربران  بر این اصل تاکید دارند که اگر اینستاگرام حاضر به حذف امکان فتو شاپ و یا مسدود سازی نیست، حداقل می‌تواند شرایطی را فراهم آورد که کاربر متوجه عکس تغییر یافته شود. مثلا آنها را نسبت به عکس فتوشاپ شده مطلع سازد.

نتیجه این تحقیقات نشان داد که این شبکه اجتماعی بر ظاهر افراد و نیز الگوی خواب آنها تأثیر مستقیم دارد و سبب ایجاد بیماری «فومو» یا همان ترس از دست رفتن می‌شود. همین سبب شد تا این انجمن به طور جدی این مسأله را دنبال کند و راه چاره‌ای برای آن بیاندیشد. اینکه جوانان در این شبکه درگیر چه موضوعاتی می‌شوند چندان مهم نیست، دغدغه و هدف اصلی مدت زمان درگیری جوانان است. اهمیت موضوع وقتی روشن می‌شود که از این کاربران به عنوان اولین نسل از رسانه‌های اجتماعی یاد می‌شود که قرار است آینده جهان را در دست بگیرند. ناگفته نماند که به اقتضای رشد سریع تکنولوژی باید جوانان با نحوه به‌کارگیری شبکه‌های اجتماعی آشنا شوند تا بتوانند خود را با دنیای امروز تطبیق دهند اما آنچه اهمیت دارد اینکه طبق  گفته کارشناسان اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام بسیار بیشتر و سخت‌تر از اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی بوده و تأثیرات بدتری نیز دارد تا جائیکه کاربران با تمام موجود در خود احساس بدبختی می‌کنند.

منبع:باشگاه خبرنگاران

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابولفضل حسینی

نقش تغذیه در سلامت روان و جسم

نقش تغذیه در سلامت روان  و جسم

اعمال برخی تغییرات در رژیم غذایی طی پنجاه سال گذشه نقش مهمی در افزایش بیماریهای روانی داشته است  روشی که در حال حاضر برای تولید غذاها به کار می رود تعادل مواد مغذی مهم مورد مصرف را به هم زده است .گرایش مردم به مصرف غذاهای حاوی قند و چربی بیشتر و اجتناب از مصرف مواد غذایی تازه منجر به افسردگی و مشکلات حافظه و .... می شود. به گفته دکتر اندرمک کلاچ مدیر انجمن سلامت روان در انگلیس همه از اثر رژیم غذایی بر سلامت جسم مطلعیم ،اما در حال حاضر در آغاز راه شناخت چگونگی تاثیر پذیری مغز به عنوان یک اندام از مواد مغذی موجود در غذاها هستیم .

توجه به مشکلات سلامت روان با تغییرات در رژیم غذایی گاهی اوقات در مقایسه با مصرف دارو یا مشاوره نتایج بهتری دارد. محققان می گویند افزایش کشاورزی صنعتی باعث ورود آفت کش ها به مواد غذایی شده و ترکیب چربی بدن حیوانات را به علت تغیه جدید آنها ، تغییر داده است . رژیم غذایی موجب تغییر تعادل اسیدهای چرب مهم امگا سه و امگا شش در مرغ که مغز باید از عملکرد مناسب آن مطمئن باشد ، نیز شده است . در مقابل چربی های اشباع شده که مصرف آنها افزایش یافته است و به مقدار زیاد در غذاهای آماده یافت می شوند روند عملکرد مغز را کند می کنند . یک متخصص تغذیه در این مورد می گوید : در حال حاضر مدارکی که سلامت روان و دریافت مواد غذایی را به هم مربوط می کند اندک است و بنابر این تحقیق و نتیجه گیری قطعی در این باره دشوار است ، اما به طور کلی توصیه های ارائه شده در زمینه مواد غذایی با توصیه های موجود جهت حفظ سلامت مطابقت دارد.

تغذیه و رشد :امروزه در جها ن اهمیت زبادی به روشهای تغذیه و طریق آموزش آن داده می شود ، تغذیه یعنی رابطه بین غذاهایی که مصرف می کنیم و کاری که بدن انجام می دهد ، تمام مراحلی که غذا باید بگذراند تا انسان به رشد کامل جسمی و روانی و ... برسد تغذیه نام دارد.

وقتی می خواهیم یک رژیم غذایی مناسب داشته باشیم باید از تمام گروههای غذایی ، سبزیها و حبوبات ، گوشت و لبنیات و ...... استفاده کنیم ، زیرا هیج ماده غذایی به تنهایی نمی تواند نیازهای ما را تامین کند .

انسان به انرژی و پروتئین ها و...در تمام سنین و عمر خود نیاز دارد و لی مقدار آن و مصرف آن متفاوت است ، در سنین مدرسه انسان به پروتئین بیشتری نیاز دارد ولی در سنین بالاتر به پروتئین و مواد غذایی کمتری نیاز دارد.

تغذیه و رشد فیزیکی :

بلند شدن قد ، افزایش وزن ، بزرگ شدن دور سر و کشیده شدن استخوانها و .... برای بیشتر افراد به معنی رشد فیزیکی است . رشد فیزیکی در دوران نوزادی از سرعت بیشتری برخورار است ، در حالی که در دوره دوم زندگی یعنی از ٥ تا ١٢ سالگی این رشد خیلی کندتر انجام می شود. بنابر این باید توجه خاصی به رشد در سنین کودکی داشته باشیم ، و ببینیم آیا رشد فیزیکی به خوبی انجام می شود یا خیر و تغذیه مناسب در تعادل جسمی ، ذهنی ، روحی و احساسی فرد بسیار موثر است . افزایش وزن و جربی بدن با خطرات روانی و فیزیولوژیکی همراه است ، در کوتاه مدت ، آثار روانی دردناک تر می باشد، مورد آزار قرار گرفتن ، پذیرفته نشدن در گروههای ورزشی ، مشکل در تهیه لباس و محدود شدن زندگی اجتماعی برای بسیاری از افراد ناراحت کننده است . افراد پر وزن بخصوص زنان ، ممکن است در ورود به دانشکده یااستخدام مورد تبعیض قرار گیرند. به افرادی که وزن نسبی آنها ٢٠ درصد یا بیشتر از آن ، از میانگین بالاتر باشد ، کاستن وزن توصیه می شود. اضافه وزن و چربی زیاد بدن باعث به وجود آمدن مشکلاتی از قبیل افزایش فشارخون ، چربی خون بالا و دیابت نوع ٢ و در نتیجه افزایش خطر بروز بیماریهای قلبی عروقی و سکته می شود. حفظ وزن د ر محدوده نرمال از خطر بروز این بیماریها می کاهد.یا شاخص توده بدن به ما کمک می کند تا محدوده وزن نرمال خود را بدانیم و خطر بروز بیماریهای خاص را در BMIخود ارزیابی کنیم. چیست ؟ نشان دهنده مقدار توده چربی بدن است BMI.

تغذیه و رشد فکری :

رشد فکری از سنین پنج ، شش سالگی آغاز می شود که این رشد در نوع غذا خوردن کودک تاثیر زیادی دارد

از سن پنج سالکی کودک مایل است تکیه خود را به دیگران به ویژه مادر کاهش دهد و به استقلال فکری برسد ، این استقلال فکری را می توان در رفتار کودک مثل نخوردن غدا ، نخواستن وسیله ی اسباب بازی دید ، در این الهاست که کودک توانایی اداره کردن کارهای خود را پیدا می کند.

غذاهای تقویت کننده مغز :

بر طبق تحقیقات دانشگاه بوستون ، شاه توت به دلیل منابع سرشار آنتی اکسیدان موجود در آن ، خوراکی بسیار مقوی برای مغز می باشد . توت فرنگی نیز بر طبق تحقیقات دانشمندان نورولوژیست در دانشگاه مریلند ، باعث توان فکر و افزایش تمرکز ذهنی می شود. رابطه تغذیه بااعصاب و روان : امروزه ثابت شده که تغذیه تاثیر مهمی بر اعصاب و روان انسان دارد و تغذیه ناکافی و غلط می تواند آثار نامطلوبی بر اعصاب و روان انسان بگذارد و موجب افسردگی شدید و اختلالات عصبی جدی شود. در زیر به فاکتورهای غذایی که بر سلامت اعصاب و روان تاثیر می گدارند، اشاره مختصری می شود. کربوهیدراتها یا مواد قندی نشاسته ای: کمبود این گروه از مواد در اکثر رژیمهای لاغری اتفاق می افتد، به دلیل اینکه سلولهای عصبی انرژی مورد نیاز خود را صرفا از گلوکز تامین می کنند و گلوکز هم فرم ساده ای از کربوهیدرات است که قابل جذب در دستگاه گوارش است چنانچه در برنامه غذایی روزانه کمبود شدید کربوهیدرات وجود داشته باشد سلولهای عصبی دچار کمبود انرژی شده و نمی توانند کار خود را انجام دهند. همچنین محدودیت شدید کربوهیدرات به مدت طولانی باعث پایین افتادن قند خون می شود که به این حالت هیپو کلسیمی می گویند و عوارض آن : خستگی ،بیماری ، بی حوصلگی ،اضطراب، کاهش قدرت یادگیری می باشد.

مواد پروتئینی :

کمبود شدید پروتئین موجب بروز عوارض فراوان می شود از جمله : خستگی ، بی حالی و سستی می باشد. مواد غذایی غنی از پروتئین عبارتند از : گوشت ، مرغ، ماهی ، تخم مرغ، لبنیات ،حبوبات ، مغزها( پسته ، بادام ، فندق ، گردو ، تخمه ) .

رابطه تغذیه با استرس :

استرس به هنگام ناملایمات به صورت افزایش تنفس و ضربان قلب و فشار خون ظاهر می شود. کاهش پیشگیری از بیماریهای قلبی ضروری است . از دلایل بروز استرس ، افسردگی ، تند مزاجی ، ناکافی بودن برخی در بدن باعث B و کمبود عناصر ی مثل منیزیم و پتاسیم می باشد. کمبودد ویتامین های گروه B ویتامین های گروهبیماریهای روحی ، عصبانیت و اضطراب می شود . بنابراین برای کاهش بیماریهای روحی و افسردگی باید از غذاهای پتاسیم دار و منیزیم دار و نیز غذاهای دارای در بدن باعث بیماریهای روحی ، B استفاده کرد و بالعکس کمبود ویتامین های گروه H و B ویتامین به خصوص 5 عصبانیت و اضطراب می شود. در افسردگی چنان است که برای نمونه کمبود شدید بیوتین میل به خودکشی را B نیاز به ویتامین های گروه چند برابر بالا می C و B افزایش می دهد. استرس شدید نیاز بدن را به تمام مواد مغذی به خصوص ویتامین ها ی 5 و نیز خوردن شیر در C و یک قرص یک تا دو گرمی ویتامین B برد . خوردن یک قرص ١٠٠ میلی گرمی ویتامین ۵ چنین مواقعی بسیار موثر خواهد بود. به طور کلی غذاهایی مثل ماهی ، جگر ، قلوه ، تخم مرغ ، شیر ، عسل ، سویا ، قارچ ، بادام زمینی و جوانه گندم ، سبزیجات و مرکبات اثر شایانی در پیشگیری و رفع استرس دارد . غلات نیز به خاطر داشتن اسید آمینه برای کاهش استرس بسیار مفید است .

رابطه تغذیه با افسردگی :

بیماری افسردگی تقریبا تمام بدن را تحت تاثیر قرار می دهد ، از جمله : سیستم اعصاب ، خلق ، افکار ، رفتار ، خوردن و خوابیدن و تفکر یک فرد و .... را . بیماران افسرده خود را از جامعه مخفی و منزوی می کند ، اشتیاق وهیجان و احساس لذت در این افراد بسیار کاهش می یابد . علائم واضح این بیماری به صورت خستگی مزمن ، خواب آشفته ، تغییر در اشتها ، سردرد ، اختلالات گوارشی ، بی قراری ، تحریک پذیری ، عصبانیت ، از بین رفتن احساس لذت و احساس بی کفایتی و بی ارزشی است . تغذیه با تغییر در عملکرد مغز باعث ایحاد این بیماری می شود به طوری که فقر تغذیه ای یکی از عوامل مهم این بیماری شناخته شده است . نکات مهم تغذیه ای در بیماران افسرده :

- خوردن مواد غذایی حاوی کربوهیردات ، شامل میوه ها و سبزیجات ، سویا ، حبوبات .

- برای افزایش هوشیاری غذاهای پروتئینی شامل گوشت سفید ، ماهی استفاده کنید.

- از موادی که حاول فنیل آلانین بالا هستند مثل شیرین کننده های مصنوعی پرهیز کنید.

- از مصرف مواد غایی حاوی چربی های اشباع شده بپرهیزید مانند غذاهای سرخ شده .

- از مصرف الکل ، کافئین مثل قهوه و نسکافه و غذاهای کنسرو شده بپرهیزید.

- ورزش کنید.

- سعی کنید کاری که انجام می دهید با کیفیت انجام دهید.

- اگر افسردگی شما فصلی است سعی کنید از نور درمانی استفاده کنید مثل قرار گرفتن در معرض نورخورشید.

- اگر بیمار افسرده هستید یک آزمایش تیروئید حتما انجام دهید . اگر احساس کردید حرارت بدن شما پایین است حتما با پزشک خود در این مورد مشورت کنید ، بیماریهای مربوط به تیروئید نقش مهمی در بروز افسردگی دارند.

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابولفضل حسینی

چگونگی ایجاد حس مسئولیت در بچه ها

جهانی را تصور کنید که هیچ کس از دیگری مراقبت نمی کند. در این صورت هیچ بیمارستانی یا درمانگاهی وجود نخواهد داشت که در آن عده ای روز یک بیمار را روشنی بخشند. هیچ غذایی در انبارها نیست. محبتی که باعث می شود کسی در خانه از بیماری مراقبت کند ناپدید می شود و البته کیفیت مراقبت هم پایین می آید. مبالغی که به بی بضاعت ها تعلق می گیرد و بسته های هدیه غذا ناپدید می شوند. برای بی خانمان ها سرپناهی باقی نخواهد ماند. به این ترتیب جهان ما به گونه ای خواهد شد که امید، شادی، راحتی و امنیت در آن از بین خواهد رفت.

 

 

در خانواده های بزرگ بچه های بزرگ تر اغلب برای مراقبت از بچه های کوچک تر کمک می کنند و این طوری مهربانی و مسئولیت را می آموزند. آنچه که این بچه ها هنگامی که در حال رشدند در داخل یک خانواده می آموزند برایشان مفید است. مخصوصاً موقعی که به عنوان بزرگ تر فراخوانده می شوند تا از والدینشان یا پدر بزرگ ها و مادربزرگ هایشان مراقبت کنند

 

والدین همیشه بچه هایشان را در بزرگسالی چنان ترسیم می کنند که می توانند با چالش های زندگی قوی، با ظرفیت و با اعتماد به نفس مواجه شوند. آنها خودشان را مسئول می بینند که به بچه هایشان کمک کنند تا برای یک زندگی مستقل آماده شوند، بتوانند خودشان مشکلاتشان را حل کنند، به طور نقادانه فکر کنند، تصمیم های عاقلانه بگیرند، خوب ارتباط برقرار کنند و سخت کار کنند. این مهارت ها همه برای موفقیت در زندگی کلیدی هستند. این ها ارزش هایی هستند که ما به عنوان الگوی زندگی به بچه هایمان ارایه می کنیم تا بچه های ما رشد کنند و انسان های با کفایتی شوند و در جامعه اعضای مشارکت کننده ای باشند.

 

یکی از چالش های ما به عنوان والدین این است که به بچه هایمان بیاموزیم که آنها نیاز دارند در بزرگسالی از خودشان مراقبت کنند. اما ما همه نیاز داریم تا برای ایجاد یک جهان حساس، مراقب و مهربان و رحم کننده به هرکس هم مسئول باشیم. این فقط با آموزش بچه ها در حال حاضر ممکن است.

 

در یک روز وظایف خانواده شامل حمام کردن، غذا دادن و مراقبت از بچه های کوچک تر است. رشد پرورشی در هر بخش از زندگی عبارت است از: رشد فیزیکی، احساسی و عاطفی، روشنفکری، روحی و اجتماعی. والدین مهربان و با حواس جمع وآگاه درباره پرورش و تمرین بچه ها در این مسیر انتخاب های دقیق انجام می دهند. روشی برای بار آوردن فرزندشان انتخاب می کنند که مرزهای سلامتی و عادت ها و قوانین  منطقی و متعادل را با هم در نظر می گیرد و فرصت هایی را برای تصمیم گیری و آموزش خود مسئولیتی مهیا می کند. بحث ها ممکن است شامل موضوعات فلسفی درباره این که چگونه جهان کار می کند و چگونه باید با احترام و خوش نامی هم برای خود و هم برای دیگران زندگی کرد، شود.

 

اخیراً که با یک گروه از داوطلبان که برای کمک به دیگران کار می کردند هم صحبت شدم از آنها پرسیدم چگونه یاد گرفته اند تا مراقب حال دیگران باشند. داستان هایی که آنها گفتند جالب بود. هیچ کس نگفت که با خواندن یک کتاب خوب یا شرکت در یک کارگاه این کار را یاد گرفته. همه داستان ها سفری به کودکی داشتند. هم مردان و هم زنان از ارزش بودن با مهمترین اشخاص زندگیشان یعنی مادرها، پدرها و پدربزرگ ها و مادربزرگ ها سخن گفتند. یکی درباره گذراندن مدت زمان زیادی با مادر بزرگش صحبت کرد. مادربزرگی که همیشه نسبت به همسایه ها علاقه مند و نگران بود. او برای بیماران غذا آماده می کرد، برای کمک به بیماران آماده به خدمت بود و در همان موقع یک خانواده بزرگ داشت و از بسیاری از نوه ها مراقبت می کرد. به این ترتیب این یک انتقال حسی راحت از مادربزرگش به او بود تا به دیگران در اجتماعش کمک کند.

 

بسیاری درباره اهمیت خانواده گفتند. آنها بارها این جمله را به کار بردند که خانواده همیشه همه چیز است. مراقبت از یکدیگر در خانواده این امکان را فراهم می کند تا اعضای خانواده نگرانی درباره دیگران را نیز آموزش ببینند. یکی از آنها گفت:"من آموختم از دیگران مراقبت کنم چون خیلی خوب از خودم مراقبت شده."

 

در خانواده های بزرگ بچه های بزرگ تر اغلب برای مراقبت از بچه های کوچک تر کمک می کنند و این طوری مهربانی و مسئولیت را می آموزند. آنچه که این بچه ها هنگامی که در حال رشدند در داخل یک خانواده می آموزند برایشان مفید است. مخصوصاً موقعی که به عنوان بزرگ تر فراخوانده می شوند تا از والدینشان یا پدر بزرگ ها و مادربزرگ هایشان مراقبت کنند.

 

بچه ها موقعی که خیلی کوچکند خیلی ساده مفاهیم و اندیشه های کلی را می آموزند. موقعی که آنها احساس بیماری می کنند، می توانند به کسی روکنند که از آنها مراقبت کند. موقعی که صدمه می بینند کسی از آنها مراقبت می کند. موقعی که غمگین هستند کسی به آنها توجه می کند. به این ترتیب می آموزند که آنها هم می توانند به دیگرانی که احساس خیلی خوبی ندارند، کسانی که صدمه دیده اند یا آنهایی که غمگین هستند توجه کنند و اسباب راحتی آنها را فراهم کنند.

 

والدین می توانند بهترین آموزش را در زمینه این که بچه ها چگونه از دیگران مراقبت کنند ارایه کنند. این کار زمانی ممکن است که والدین نقششان را به عنوان الگو به خوبی ایفا کنند. بچه ها از والدینی که به بیان احساسات آنها خوب گوش می دهند سود می برند. بعضی از والدین  از این که بچه ها درباره احساسشان مخصوصاً زمانی که مشکل دارند صحبت کنند استقبال می کنند. این نیز نوعی آموزش برای بچه هاست. موقعی که بچه ها به وسیله کسانی که آنها را دوست دارند مورد مراقبت قرار می گیرند فرصت هایی برایشان ایجاد می شود تا درباره این که موقعی که به دیگران کمک می کنند احساس بهتری دارند صحبت کنند و این ایده را که چگونه می توانند به حال دیگران مفید باشند دنبال کنند.

 

شاد کردن همسایه های مسن تر، ملاقات با ساکنان خانه هایی که نیاز به پرستاری دارند مثل ساکنان خانه سالمندان، کمک به جمع آوری غذا برای یک جامعه نیازمند، پرورش دادن گل برای زیبا کردن یک پارک، و کمک به حمل و نقل جعبه های غذای کسانی که به نیازمندان کمک کرده اند تنها چند مثال است که نشان می دهد چگونه والدین می توانند به بچه ها کمک کنند تا کمک کنندگان بزرگی شوند و به عنوان عضو جامعه در چنین فعالیت هایی مشارکت کنند. یک هدیه به بچه تان بدهید که تا پایان عمرش باقی می ماند: به بچه تان کمک کنید تا از دیگران مراقبت کند.

 

www.020.ir


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابولفضل حسینی

کدام والدین بهترین شیوه فرزندپروری را دارند

شیوه فرزندداری والدین مقتدر بهترین شیوه تربیت فرزندان شمرده می شود. والدین مقتدر به رابطه نزدیک با کودکانشان باور دارند و در عین حال به حفظ سطح بالا و قابل قبولی از انتظارات و قواعد و دستورالعمل ها اعتقاد دارند. در حالی که انجام این کار مشکل است اما این شیوه فرزندداری سالم ترین و متعادل ترین سبک برای پرورش کودکان است.

والدین مقتدر مشی رفتاری کاملاً روشن و عادلانه ای درقبال فرزندانشان دارند. این خط مشی با توجه به شرایط خاص، سبک و تغییرات شخصیتی ای که ممکن است در کودک به وجود بیاید و متناسب با سن او قابل انعطاف است. به عبارت دیگر این قبیل والدین شفاف و استوارند، اما منجمد و سخت نیستند. پدر و مادر مقتدر شنونده خوبی هستند، احترام می گذارند و ارتباطشان با بچه شان دو طرفه است. این قبیل والدین حتی ممکن است مشوق فرزندانشان برای بحث کردن پیش از اتخاذ تصمیم نهایی در مورد یک موضوع داغ باشند.

قوانین دلبخواهی هیچ جایی در خانواده مقتدر ندارد. اما در این خانواده، پدر و مادر همیشه حرف آخر را می زنند. به عنوان مثال پدر و مادر مقتدر کودک را هدایت می کنند و باور دارند که نقش الگو را برای فرزندانش دارند. اما درعین حال اذعان دارند که هیچ کس کامل نیست، دست کم درباره خودشان یا بچه هایشان چنین فکر می کنند و هنگامی که شرایط اقتضا می کند آشکارا عذر خواهی می کنند.

پدر و مادر مقتدر و بچه هایشان روابط گرم، دوستانه و با احترام متقابل برقرار می کنند. حتی زمانی که اختلاف نظر وجود دارد، آنها شیوه ای محترمانه در پیش می گیرند. کودک در یک خانواده مقتدر می داند که حتی زمانی که پدر و مادر از دست او ناراحتند باز هم به او عشق می ورزند.

پدر و مادر مقتدر حس رو به رشد استقلال در کودک را با افزایش آرام آزادی های مجاز و بر اساس بلوغ آنها، مسئولیت پذیری و اعتماد به آنها تشویق می کنند. هدف پدر و مادر مقتدر این است که کودکان را برای یک زندگی کاملاً مستقل در بزرگسالی آماده کنند.

درنتیجه وجود عشق و احترام متقابل در یک خانواده مقتدر، شمار درگیری ها بسیار ناچیز خواهد بود و مجازات ها نادر خواهند شد. زمانی که لازم باشد مجازات هم درکار خواهد بود که نتیجه طبیعی و منطقی یک عمل است.

 

 نکته: بسیاری از والدین رفتار متفاوتی با کودکان خود دارند و رفتارشان با یکی مثبت تر از دیگری است. یک مطالعه نشان داده این نحوه برخورد نه تنها بر کودکی که بازخورد منفی تر دریافت می کند، بلکه بر روی همه کودکان خانواده تأثیر می گذارد. همچنین والدینی که تجربه شرایط استرس زا مثل درآمد کم و یا زندگی با یک والد را در زندگی گذشته و حال داشته اند بیشتر احتمال دارد که رفتار متفاوتی با فرزندان خود در پیش بگیرند. مطالعات گذشته تنها بر تأثیر رفتار متفاوت بر فرزندی که بازخورد منفی دریافت می کردند متمرکز شده بودند.

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابولفضل حسینی