• برخی اوقات در حالیکه جدا میشیم
متاسفانه روابط خودمون رو از نظر جغرافیایی به هم میریزیم.
• ببینید بچه ها میتونند هر دفعه
با یک تغییر روبرو بشوند
• اما اینکه پدر مادر من از هم جدا
شدند و خونه من یا مدرسه من یا شهر من عوض شد براشون مساله سنگینی درست میکنه
• لذا اگر جدا شدید جز در شرایطی
که غیر ممکنه اگر مادر میتونه بپذیره بهتره بچه ها کنار مادر بمونند
• هرگز هرگز بچه ها رو از وسط نصف
نکنید
• این قاعده نصف نصف تو همه چیز
است ولی تو انسان نیست
• بنا بر این یکی از بدترین قرارها
اینه که بچه ها نصف اوقات خونه پدر باشند و نصف اوقات خانه مادر
• زیرا بچه ها باید بدونند اینجا
خونه اون هاست
• چون اگر در دو خانه زندگی کنند
با خودشون میگویند اینجا خانه پدر است و اونجا خانه مادر است و تنها بی خانمان
جهان منم.
• این بی ریشه بودن در ذهن به بچه
ها ضربه سنگینی میزنه
• پس مهمه که بچه ها بدونند اینجا
خونه منه ولی من گاهی اوقات خانه پدرم هم میروم.
• بچه ها تا 5 یا 6 سالگی که همبازی
ندارند اشکالی نداره جابجا بشوند و از شهری به شهر دیگه یا کشور دیگه بروند ولی از
کلاس اول یا دوم بهتره بچه ها رو جایی ببریم که مطمئن باشیم تا دیپلم اونجا میمونند.
چون دور کردن بچه ها از دوستان مساله است.
• بچه ای که یکی از پدر یا مادرش
رو به دلیل طلاق یا مرگ یا ترک از دست میده به دلیل نظام قیاسی که تو ذهنش داره
مطمئنه که اون یکی رو هم از دست میده
• لذا شما میبینید بچه ای قبل از
طلاق کاری به کار شما نداشت ولی بعد از جدایی دیگه از شما دور نمیشه .چون بچه از
حادثه قانون کلی میسازه.
• حالا اگه شما تو این گیرو دار
طلاق بچه ای که پدر مادرش رو از دست داده حالا بیاید دوستاشم یا فامیلشم ازش بگیرید،
بچه دو سال طول میکشه تا خودش رو با شرایط تازه تطبیق بده
• لذا سعی کنید به غیر از طلاق تغییر
دیگه ای تو زندگی اونها بوجود نیاورید.
• تعداد فرزندان و فاصله سنی آنها
از هم در هنگام طلاق مهم است
• در هنگام طلاق خیلی متفاوته که
شما چند تا بچه دارید
• وقتی که شما یک بچه دارید بعد
طلاق سخت به شما میچسبه
• این چسبیدن اونو از پا درمیاره .
زیرا بجای اینکه بره و رشد کنه، دور شما به مانند یک پیچک میپیچه
• شما هم به دلیل جدایی یا مسوولیتی
که حس میکنید یا اینکه دلتون که بخاطر بچه میسوزه یا بخاطر اینکه خودتون تنهایید،
با این مساله کنار میاید، و بعد میبینیم که اون با یک اشتیاقی میخواد خودشو به شما
بچسبونه و خودشو به اتاق خواب شما برسونه و تو رختخواب و بغل شما باشه و متاسفانه
این کار حتما اشتباهه و ما حتی با یک شب این ماجرا هم مساله داریم
• ما نمیتونیم بخاطر اینکه بچه ما
داره درد جدایی ما رو تحمل میکنه مثلا بگذاریم بره مواد مخدر مصرف کنه
• بنابراین خوابیدن در رختخواب و
اومدن به اتاق خواب شما دقیقا به مانند مصرف همین مواد مخدر هست .
• لذا هر موقع از شب که وارد اتاق
خواب شما شد با وجود خستگی اونو به اتاق خودش راهنمایی میکنید و حتی میتونید کنارش
بشینید تا اون بخوابه و بعد برید به اتاق خودتون
• شما نباید کنار فرزندتون بخوابید.
• ما تو دنیایی هستیم که نباید به
بچه اجازه این نزدیکی رو بدیم زیرا:
1. اولا :
o ما تو دنیایی هستیم که این
وابستگی و یا حتی بدتر اعتیاد به شما سبب میشه که فرزندتون هرگز هرگز هرگز هیچ کسی رو دوست
نداشته باشه و مساله ازدواج فقط براش یک بازی باشه تازه اونهم اگه بخواد ازدواج
کنه.
o برای اینکه وابستگی و اعتیاد
درست عکسه عشقه o حتی بعد از حتی 8 سالگی چه برسه
به 18 سالگی.
o یعنی اگه شما تو سن 14 یا 24
سالگی بگید که به پدر یا مادرم وابسته هستم این پیامو میدین که من هیچ کسی رو نمیتونم
دوست داشته باشم و خودمو دوست ندارم
o اینها موضوع های جدیه
o بنابراین شما قرار نیست از نظر فیزیکی
یا روانی بچه رو به خودتون وابسته یا معتاد بکنید.
o لذا میشه شرایطی رو فراهم کرد که
اون بره با دوستش بازی کنه و شما کنارش باشید
o لذا برنامه ریزی کنید و شبکه ای
از دوستان و و موقعیتهایی براش فراهم کنید تا بتونه وقتشو با دوستانش بدون شما
بگذرونه.
2. دوما:
o وقتی به شما چسبید دیگه به این
راحتیها جدا نمیشه
o وقتی که بخواهید از خودتون جداش
کنید مساله هست
o مثلا وقتی یک مرد یا یک زن دیگه
تو زندگیتون پیدا بشه
o حالا شما با یک مساله ای روبرو میشید
که او ده برابر از همسر شما بیشتر مشکل پیدا میکنه که شما بخواهید تو بغل کسی دیگه
باشید یا با کس دیگه ای ارتباط داشته باشین
o حتی وقتیکه خودش به شما پیشنهاد
میده که پدر یا مادر چرا تنهایی برو دوست بگیر یا ازدواج کن بدونید که دروغه محض
هستش
o لذا اگر شما با کسی رابطه برقرار
میکنید دقیقا به مانند این هست که برای او هوو آورده اید
o به مجردی که شما با اون آدم مشکل
پیدا میکنید این بچه ها فکر کشتن اون آدمند
o چون فکر میکنند شما بی پناهید
o لذا بچه ها در این مواقع کاملا
آماده اند نقش همسر یا پدر و مادر را برای شما بازی کنند
o و روزی که اینطوری شدند حتما
حتما آسیب میبینند
o که از نظر روانی گرفتار آسیب
تجاوز جنسی روانی میشوند. تجاوز جنسی غیر فیزیکی یا روانی none physical sexual
abuse
o پدر و مادر باید دوست فرزندانشون
باشند
o فرزندشون هروقت هر حرفی که خواست
راحت و آسوده باید بتواند به پدر و مادر خود بگوید
o یعنی قبل از انکه مسائل خود را
با دوستش یا معلمش مطرح کند به راحتی و بدون ترس با پدر و مادر خود در میان بگذارد
ولی هیچگاه هیچگاه هیچگاه هیچ پدر و مادری حق ندارد فرزندش را به عنوان دوست خود
انتخاب کند.
o در مطالعات سالیان دراز متوجه
شدند که کودکانی هستند که کلیه ۱۵ علامت تجاوز جنسی در کودکی را از خود نشان میدهند ولی هرچه گذشته
آنها را بررسی کردند هیچ سابقه تجاوز جنسی در تاریخ زندگی آنها پیدا نکردند تا در
نهایت متوجه شدند. اینها کودکانی بودند که نقش دوست یا همسر یا جاسوس را برای پدر یا
مادر بازی میکردند و پدر و مادر مسائل و مشکلات خود را با کودکشان در میان میگذاشتند
یا با کودک خود درد و دل میکردند. لذا ما قرار است دوست بسیار صمیمی فرزندانمان
باشیم ولی آنها قرار نیست نقش دوست یا همسر یا پدر و مادر ما را داشته باشند
o لذا جنگیدن با پدربزرگ و
مادربزرگ و دایی و عمو خاله در واقع جنگیدن با فرزندتونه و دارید دست و پای روانی
اونو قطع میکنید. زیرا بدونید این افراد
دست و پای روانی فرزندتون هستند.
o لذا این لشکر کشی در خانواده ها
در هنگام طلاق در حقیقت یک خیانت بزرگ به فرزندانتون است.
• بهتره بدونید که اگر شما بچه
طلاقید احتمال اینکه ازدواج نامناسب بکنید و طلاق بگیرید بیشتر است.
• سن بچه ها در هنگام جدایی مهم
است
• جنس بچه ها نیز مهم است
• مثلا اگر دختری با مادرش زندگی میکند
بهتر است و یا پسری که با پدرش زندگی میکند خوب است
• البته از یک جهت که نیاز به مادر
دارد یک گرفتاری است و همچنان تردیدی وجود
نداره که تا سن ۱۲ سالگی بچه ها بهتره کنار مادر
باشند تا کنار پدر.
• وضعیت مالی نیز مهم است…
• مطالعات نشون میده بچه ها در همه
گروه های سنی مخصوصا هر چه سنشون پائین تره اگه امکاناتی که بعد از طلاق پیدا میکنند
نسبت به قبل از جدایی و طلاق کاهش پیدا نکنه آسیب کمتری میبینند
• یعنی اگر اوضاع اقتصادی بعد از
طلاق بهم نریزه بچه ها آسیب کمتری میبینند
مثل بچه ای قبلا میتونسته بره سینما یا فلان پارک ولی حالا نمیتونه بره
• لذا قربونتون وقتی مشکلات مالی
دارید و در حالیکه مسوولیت بچه ها به گردن شماست نگید که در هنگام طلاق از حق مالیم
گذشتم و بدونید که این مشکلات مالی به بچه ها آسیب میتونه بزنه.
• مساله دیگه اینه که بچه ها چقدر
با چیزهای تازه ای روبرو شدند که اونها رو دوست دارند یا دوست ندارند.
• ما تو زندگی بچه ها قرار نیست زیاد
حرف بزنیم
• چون پدری و مادری نیاز به دو گوش
شنوا دارند
• لطفا از بچه هاتون بخواهید حرف
بزنند و شما فقط گوش کنید
• حتی بهتر است وانمود کنید که خیلی
نمیدونید و حتی خیلی خنگید
• سوالهای متفاوت و مختلف بکنید و
بگذارید بچه توضیح بیشتری بده تا دیگه مطمئن بشه خودشو ابراز کرده
• بچه ها با حرف زدن متوجه میشوند
چه حسی دارند و چگونه خودشون رو ابراز بکنند.
• بچه ها قرار است راحت با ما
گفتگو کنند
• اگر بچه شما کم حرفه یا اصلا حرف
نمیزنه باید بدونید که فرزندتون صد در صد و حتما آسیب دیده
• بچه به میزانی که حرف میزنه و
دوستای بیشتری داره و تو دوستاش حرف میزنه سالمتره
• یعنی اگه بچه شما در بین ۴ تا دوستش است و به اندازه ۲۰ درصد زمان رو حرف میزنه نشانه
سلامت روانیشه.
• با بچه ها برنامه های شاد بزارید
• یکی از بهترینهاش رقصیدنه…
• مطالعات نشون میده که اگر با بچه
ها تون برقصید میتونید عمق شادی و لذت رو تو چشماشون ببینید و برای خودتونم خوبه.
• تو غذا خوردن باهاشون باشید
• فقط 2تا نکته مهمه
1. بچه ها گرسنه نمونند o یکی از بدترین کارها اینه که همه
گشنگی تحمل کنیم
o چون میخوایم با هم باشیم
o مثلا مادر میگه وایسید تا
باباتون بیاد
o خوب میخوایم صد سال نیاد به اون
بچه بیچاره چه که گشنشه
2. سر میز غذا فقط و فقط حرف خوب و
شادی آفرین گفته بشه
o به هیچ شکل و فرمی قرار نیست هیچ
کس رو ناراحت کنیم
o قرار نیست حالا بهشون بگید درست
چی شد؟
o …مشقت چی شد؟
o چرا اینقدر تند میخوری؟
o کند میخوری؟
o پاتو تکون نده
• لطفا ناله و روضه خوانی و شکایت
و گلگی نکنید…
• بچه ها از این جملات تکراری شما
و ناله هاتون خسته شدند….
• خودشون همه حرفاتون رو حفظند.
• یک اصل بسیار بسیار مهم اینست که
پدر و مادر حق دارند حرفی به بچه بزنند که بچه نمیدونه
• هیچ پدر و مادری حق ندارند
احتمالا برای بار دوم هیچ حرفی که برای بچه ها تکراری باشه رو بزنند ولی سه بار که
دیگه تکلیفش مشخصه. و وقتی به اینجا رسید شما باید بدونید که یک چیزی در مورد
فرزندتون نمیدونید
• حالا بسیاری از ما هزار بار به
بچه گفتیم درستو بخون
• ..اتاقتو را مرتب کن…
• اگه موضوع یا حرف دیگه ای که جدید
باشه ندارید لطفا لطفا لطفا ساکت باشد…
• نمیخوام اون لغتی که اولش خ (خفه…) هست رو بکار ببرم
• .بچه اصلا پدر مادر گویا نمیخواد
بچه پدر مادر شنوا میخواد
• گریه نکنید…
• اشک جلوی بچه نریزید
• چون بچه ها وقتی غم شما رو میبینند
احساس درماندگی میکنند که اساس افسردگی است
• برخی از شما اشکی نیستید و رشکی
هستید
• یعنی همش با حسرت و افسوس و حسد
بچه ها رو همراه نکنید
• همش غر نزنید و خشمگین نباشید.
• حالت ترس و وحشت نداشته باشید
• نگید نمیدونم آینده چی میشه؟؟؟
• خدا میدونه چی بر سر ما میاد؟؟
• هیچی خدا هم نمیدونه
• در هنگام جدایی پدر و مادر ،بچه
ها احساس ترک شدن میکنند
• مطالعات نشون میده این بچه ها
وقتی در رابطه حتی با کسی که دوست ندارند قرار میگیرند وقتی اون ادم میره چون اینها
وحشت از ترک شدن دارند میروند و اون ادمو برمیگردونند و آخر کار باید خودشون بروند
تا فرضشون این باشه که من رفتم. • بچه ها بعد از طلاق یا احساس جدایی میکنند یا تنهایی..
• البته جدایی اشکال نداره ولی
تنهایی بده
• یعنی به اینجا میرسونشون که
خودشون و دیگران همه بد هستند
• چون میدونید بچه ها تقریبا از سن
۳ یا ۴ سالگی تا ۱۲ سالگی معتقدند یک عامل جدایی پدر و مادر اونها بودند.
• مثلا شما به همسرتون میگید کفش
برای پسرمون بگیر و سر مساله پول دعواتون میشه
• بچه اینجا با خودش میگه مقصر منم
که کفش لازم داشتم.
• بچه ها از سه سالگی به بعد همیشه
احساس میکنند تقصیر اونهاست
• احساس تقصیر و گناه میکنند.
• با طلاق احساس بی مهری میکنند
• مثلا یکدفعه میبینند که دایی یا
عمو هم دیگه بهشون توجه نمیکنه و این برای بچه ها بسیار سخته.
• مخصوصا در خانواده های تک سرپرست
مهمترین موصوع تربیتی این است که یک دوست خوب برای بچه ها بخریم و بگذاریم تمام
وقتشونو با دوستاش بگذرونند.
• هیچ چیزی جای دوست را نمیگیرد
• اصلا این حرف را نزنید که کی میشه
پدر کی میشه مادر…
• بچه ای که از عشق و محبت و بودن
شما خاطرش آسوده است میره سراغ کسی دیگه که این موضوع بسیار عالیست.
• بعد از طلاق بسیاری از بچه ها
حالت پرخاشگری پیدا میکنند
• خشمشون عادی است
• چون از خودشون و زندگی ناراضیند
• پس خشمشونو بپذیرید …
• بچه ها ممکنه احساس امنیت نکنند
• پس ترس و اضطراب حتمی است.
• حالت سرزنش و تقصیر و گناه را
دارند.
• برای بچه ها مساله حسرت و افسوس
جدی است.
• یادتون باشه همیشه احساس بچه رو
چه خوب و چه بد باید تائید کرد
• یعنی وقتی گفت میترسم…میگید میفهمم پسرم که ترسیدی…حالا من چکار کنم؟
• مبادا مبادا با احساس بچه ها
بجنگید حتی وقتی احساس بدی دارند
• مثلا وقتی فرزندتون میگوید من از
این مردم میترسم اول از همه احساس او را تائید کنید
• بعدا سعی کنید تا از یک راه دیگه
در یک زمان دیگه به او کمک کنید
• لذا همیشه همیشه همیشه مهر تائید
احساس فرزندتون دستتونه.
• با احساس بچه ها جنگیدن یک پیام
بهشون میده که تو بدی و تو خری و این پیامها ویرانگرند.
• بچه ها بسیاری از اوقات خودشونو
گم میکنند
• بهش فرصت بدید دوباره بر میگرده
و برخی اوقات حالت برگشت یا بازگشت پیدا میکنند
• مثلا شما بچه سه ساله ای داشتید
که وقتی بچه دوم میاد حالا میبینید که شب ها دوباره ادرارشو شروع میکنه یا میگه دایپر
برام ببندین یا دوباره با اینکه یاد گرفته بود درست حرف بزنه شروع میکنه به مثل
حالتهایی که هنوز کامل بلد نبود زبانو حرف میزنه و یا شروع میکنه ۴ دست و پا مثل خواهر برادر ۸ ماهش راه رفتن .
• مساله بازگشت تو انسان بسیار عادیه.
• انسان یک موجودیه که دائما آمادگی
برگشت و بازگشت رو داره.
• بچه ها این حالو پیدا میکنند و
نباید باهاشون جنگید
• بعد از طلاق خواب بچه ها بهم میریزه
• غذاشون کم و زیاد میشه
• عمل مدفوع و ادارا بهم میریزه
• بچه ها معمولا بیشتر بیمار میشوند
• احتمال اینکه مسائل تحصیلی و
مدرسه پیدا کنند هست.
• بعضی بچه ها حالت بسیار مهربون و
خوش قلب و مواظب و مراقب رو پیدا میکنند که این علامت بسیار بدیه
• مثلا میگه دیگه کفش نمیخوام
• خودم میرم لیوانم رو میارم
• همه اینها به این دلیله که اون
فکر میکنه زندگی به نوعی بهم ریخته
• او باید مواظب و مراقب شما باشه
و حرف گوش کنه و شما رو راضی کن
• البته شما نباید باهاش بجنگید.
• خیلی از اوقات بچه حالت پرستار یا
دکتر شما رو پیدا میکنند
• در حالیکه قدرشناس هستین ولی تشویقشون
نکنید.
• یادتون باشه بیش از نیمی از مردم
مهربونی شون از له لورده و مچاله و تفاله شدن شونه
• اینها مهربون نیستند و بخاطر این
نیست که حق انتخاب دارند و راحت و آسوده ایستادند . بلکه اینها چون له شدند دلشون
برای ادم بدبخت و بیچاره میسوزه و هم دلشون میخواد به ادم بدبخت کمک کنند.
• امروز دقیقا میدونیم که وقتی بچه
۵ ساله شما اصرار میکنه که بابا یا
مامان به این گدا پول بده علتش اینه که یک فرضی داره که احتمالا ما هم گدا خواهیم
شد
• پس بهتره ما هم به اینها پول بدیم
که وقتی گدا شدیم اونها هم به ما پول بدهند
• این همون نحوه تفکری است که میگوید
اگر از این دست بدهی از اون دست پس میگیری
• یا اینکه خودتو جای دیگران بزار
که این افکار بسیار کودکانه هست
• ولی بچه ها دارند.
• پس اگر دیدین بچه هاتون خیلی خوب
شدند علامت خوبی نیست.
• بچه ها میتونند بروند تو دنیای
تخیل.
• اگر بچه ها رفتن تو خیال علامت
خوبی نیست
• بالاخره بچه ها برخی اوقات دلشون
نمیخواد مثلا با برخی فامیل ارتباط داشته باشند
• یادتون باشه که اگه اونا نمیخوان
نداشته باشید
• اینکه شما رابطه با دوستان و فامیل
داشته باشید خیلی خوبه
• ولی اگر بچه ها دوست ندارند
تمومش کنید
• مبادا مبادا بچه ها رو وادار کنید
که خونه پدربزرگ یا دائئ و خاله و عمو و عمه بروند در حالیکه دوست ندارند
• مثلا ممکنه به این دلیل دوست
نداره خونه خاله بره که پدرش گفته خاله سبب شد ما جدا بشیم و یا پیش خودش میگه که
اگر پدر بپرسه که کجا بودی و اون بگه رفتم خونه خاله حالا پدرش شروع میکنه چند تا
حرف تند میزنه
• تو این موارد مهم اینه که اون چه
چیزی احساس میکنه و چی میخواد و درست و غلطش هم اونقدرها مهم نیست.
• هیچ عیبی وجود نداره که خونه این
فامیل یا اون فامیل بیاد یا نیاد.
• لذا تو این موارد بچه ها رو آزاد
بگذارید.
• بعد از جدایی مبادا مبادا مبادا
ازش بپرسید که با پدر مادرش چه کرد مگر اینکه نگران های خطرناک داشته باشید..
• به شما چه مربوطه که فرزندتون با
پدر یا مادرش چکار کرد…
• اگر خودش خواست بگه بدون اعتنا
بشنوید.
منبع:paymanpsychology