بخشى از سخنان دکتر هلاکویى در باره آمادگى پدر و مادر شدن.

 


1. سلامت فیزیکی و روانی. یعنی کسی که مایل هست پدر و مادر بشه باید سلامت فیزیکی و روانی خودش رو چک کنه و حتی در این زمینه آگاهی های لازم رو به دست بیاره .

2. باید مطمئن بشه که روابط خوبی با همسرش و خویشاوندان خود و همسرش داره . به بیان دیگه آمدن بچه این روابط رو به هم میریزه و برخی از افراد رو که در حاشیه و کنار بودن دوباره به صحنه میاره و مسایل و مشکلات حتی گذشته و یا پنهان شده رو آشکار میکنه . بنابراین داشتن روابط خوب بین زن و مرد و داشتن روابط بهتر با خویشاوندان موضوع دوم هست.

3. توافق درباره داشتن کودک و زمان و وضعیت مربوط به او هست. به بیان دیگه در این گونه موارد به هیچ وجه موافقت یکی و مخالفت دیگری نمیتونه مبنای انتخاب قرار بگیره .

تا زمانی که هر دو با تمام وجودشون مایل به داشتن فرزند نیستن . تا زمانی که همه موانع برداشته نشده . تا زمانی که درباره اصول و اساس این رابطه با هم گفتگو نکردن و به توافق نرسیدن داشتن فرزند اشتباه و اشکال بزرگی خواهد بود و گرفتاریهای فراوونی رو به دنبال خاهد داشت.

4. وضعیت اقتصادی اونهاست که باید خاطرشون آسوده باشه که امکانات مالی رو به جهت بزرگ کردن فرزند دارن . در این زمینه خوشبختانه در شرایط عادی هزینه زیادی فرزند نداره . بنابراین مایل نیستم که این تصور به وجود بیاد که باید از نظر اقتصادی کاملن تامین نه تنها در حال که برای همیشه وجود داشته باشه . ولی داشتن حداقل امکانات اقتصادی مخصوصن با تغییراتی که در خانه پیدا میشه و امکان کار نکردن یکی یا برخی از اوقات حتی هردورو ممکنه ، به صورتی که در گذشته بوده باید به حساب آورد.

5. مساله آگاهی و مهربانیست . به این معنا که من و شما بدونیم که اساس کار تربیت دو چیز هست . یکی آگاهی و دانایی ماست و دیگری مهربانیست . مطمئن باشیم که در زمینه آگاهی و مهربانی به اون اصل و اساسی که لازم هست در این زمینه رسیدیم و آماده ایم که موجود دیگری رو به این جهان بیاریم که با آگاهی و مهربانی امکان دادن سلامت روانی و یا فراهم کردن شرایط زندگی او رو داشته باشیم.

6. داشتن وقت ، حوصله و انرژیست . برخی از ما اصولن حتی برای خودمون هم حوصله نداریم. برخی از ما حتی برای کارهای ضروری و لازم هم با مشکل روبرو هستیم . بسیاری از ما به دلیل ویژگی های روانی و یا حالاتمون احتمالاً از انرژی لازم برای اداره زندگی  خودمون برخوردار نیستیم . معلومه که در یک چنین شرایطی احتمالاً بزرگ کردن کودک مساله بسیار جدی ای خواهد بود .

7. مساله وقت هست . بسیاری از ما هنوز کار درسمون ادامه داره . بسیاری از ما دوره هایی رو به پایان باید برسونیم . افرادی هستند که به دلیل نوع کار ، سفری که دارند ، انتظاراتی که از اونها هست ، اون وقت لازم رو و اضافه رو که باید فراهم کنند تا ازون طریق بتونن احتمالاً به فرزندشون برسند رو نخواهند داشت و بدون تردید برای من و شما به عنوان کسی که مایلیم صاحب فرزند بشیم، فرزند باید در اولویت یا Priority یا ترجیح اصلی و اساسی زندگی قرار بگیره . به این معنا که برای من و شما باید مساله فرزند به عنوان اصل مقدم باشه . زیرا سلامت و سعادت او کاملاً مرتبط و موکول به رفتار من و شما خواهد بود.

8. باید مطمئن باشیم که از حمایت و محبت دیگران برخورداریم . به بیان دیگه این کاریست و یا باریست که به تنهایی به سامان نمیرسه . و وجود و حضور افرادی که میتونن با راهنمایی و حمایت و هدایتشون من و شما رو کمک کنند ضروریست و الا در برخی از موارد احساس تنهایی و جدایی و یا نوع دیگری از زندگانی میتونه مساله آفرین باشه.

9. من و شما باید مطمئن باشیم که با تولد فرزند زندگی ما به نوعی آغاز شده ، رابطه ما به طریقه جدیدتر و بهتری به وجود آمده ، زندگی من و شما معنا و مفهوم دیگری پیدا کرده .

متاسفانه در برخی از جوامع داشتن و یا پیدا کردن فرزند به معنی پایان زندگی ، پایان رابطه خوب ، پایان رسیدگی به خود و مواظبت و مراقبت از خود و خوددوستی است . معلوم است که هرگونه آسیبی در این زمینه مستقیماً متوجه فرزند خواهد شد . بنابراین فردی میتونه صاحب فرزند بشه که بدونه زندگی به معنی خوب و بهتر و برتر و درستش آغاز شده تا اینکه پایان پذیرفته.

10. من و شما در حقیقت به نوعی در خلق یک موجود شرکتی داریم . خلق موجودی که به دست من و شما به عنوان پدر و مادر آغاز میشه و در ابتدای زندگی نقش من و شما بسیار مهم و اساسی هست . اما باید به او فرصت این رو بدیم که او که مخلوق خداست ، خالق خودش بشه.