بسیاری از افکار خودکشی قابل جلوگیری هستند به شرطی که علائم هشداردهنده تشخیص داده شوند و اقدام مناسب انجام گردد. گام های زیر برای کسی در نظر گرفته شده که با افکار خودکشی گریبان گیر بوده است. این بدان معناست که تابحال برای آسیب رساندن به خودشان راه-هایی- را مدّنظر داشته اند. چون می خواهند به احساس متفاوتی نسبت به آنچه آزارشان می دهد دست یابند.

گام ها

1- علائم هشدار دهنده و عوامل خطر را جستجو کنید:


عوامل خطر/خطری:
اخیراً عزیزی از دست داده (بر اثر مرگ یا متارکه)
نجات از اقدام به خودکشی قبلی
از دست دادن اعتبار (می تواند از دست دادن شغل یا تجارت باشد)
قربانی یک خشونت یا تحقیر
قلدری کردن
درگیری ها
طرد شدگی
بیماری حاد (درد مزمن و خستگی که چشمداشتی به پایان آن ندارد)
اتمام منابع مالی- می تواند واقعی یا توهّم باشد (پول یا حسابهای اعتباری بانکی)
سابقۀ خودکشی در خانواده
یکی از دوستان نزدیک اقدام به خودکشی نموده

علائم هشداردهندۀ رفتاری:
نوشتن یا صحبت کردن در مورد مرگ یا خودکشی
اتلاف اموال شخصی
تغییر رفتار و حالات
شکست خوردن و کاهش عملکرد
خاتمۀ روابط نزدیک، از جمله دوستی ها و روابط عاشقانه
گریه کردن مداوم
دادن اموال به دیگران
لبخند نزدن
عدم بیان احساس بطور معمول
ابراز احساسات منفی مغایر با حالت عادی
با خشونت و یا منفی صحبت کردن در مورد خود
عدم شرکت در فعالیتهای منظم
خرید اسلحه، دارو و غیره
مطالعۀ زیاد در مورد خودکشی

علائم هشداردهنده احساسی:
احساس شکست شخصی
انتظار غم قریب الوقوع
بی-علاقگی عمومی
احساس یأس و نومیدی
گناه
عزلت و انزوا
احساس سربار دیگران بودن

علائم هشداردهنده کلامی:
دیگه خیلی دیر شده
دیگه نمی تونم ادامه بدم
هیچ دلیلی برای زندگی ندارم
از زندگی خسته شده ام
هیشکی براش اهمیتی نداره که چه اتفاقی برام میفته
دیگه توزندگیم هیچ کاری ندارم بکنم
چه فایده!؟
مجبور نیستند با من کنار بیایند 
من دیگه به آخر خط رسیده ام
بدون من برای همه بهتره
هیشکی به من نمی رسه
شما [احساس] منو درک نمی کنید
Image
2 اگر علائم هشداردهندۀ زیادی در کسی می بینید، باید کمکش کنید. کار آسانی نیست، اما راه حل ها را به یاد داشته باشید:
با وی ارتباط برقرار کنید- فعالانه نشان دهید که آنچه را که گفته می شود می فهمید که درد او واقعی است.
 
به حرفهایش گوش دهید- مجبور نیستید که همۀ جوابها را داشته باشید – فقط کنارش باشید یا به او بفهمانید که به او اهمیت می دهید.
 
احساسش را درکَ کنید- به او نگویید چطور باید احساس کند یا چه کاری باید انجام دهد. تنها تمایل خود را برای کمک و حمایت از او بیان کنید و متوجه احساس او باشید. کلام او را به خودش بازگردانید. مثلاً می گوید: "همه چی رو امتحان کرده ام، هر چی پول داشتم خرج کرده ام، ولی دیگه نمی دونم چیکار کنم".  شما پاسخ می دهید: "این خیلی نومیدکننده ست وقتی خیلی کارها کردی ولی احساس می کنی هیچ چاره ای وجود نداره، مگه نه؟" ممکن است او بگوید: "و هیشکی هم اهمیت نمیده." شما جواب می دهید: "تو خیلی احساس تنهایی می کنی- درحالیکه تنها نیستی." گذشته از اینها، نترسید از اینکه با صدایی تقریباً غیرقابل صحبت بگویید: "من خیلی نگران تو هستم. آیا الان داری به این فکر می کنی که خودتو بکشی؟" برای جزئیات بیشتر گامهای بعدی را بخوانید.
 
توجهات تان را ابراز کنید- بگذارید شخص بداند که نگران هستید و می خواهید که کمک کنید.
 
در جستجوی کمک باشید- امنیت شخص در اولویت نخست است و ممکن است شما خود به تنهایی قادر به تأمین آن نباشید. با او دربارۀ جستجوی کمک صحبت کنید، (اگر متوجه قصد و نقشۀ خودکشی یا ابزار آن شدید) چه از طریق یک پزشک ترجیحاً یا یک روحانی. افکار خودکشی ممکن است به عنوان راز در دل وی نگه داشته شود [و بروز داده نشود].

3- رک و پوست کنده حرف بزنید.
بدترین چیز برای کسی که فکر خودکشی را در ذهن می پروراند اینست که احساس کند هیچ کس احساس او را درک نمی کند یا به او اهمیت نمی دهد. اینگونه افراد اغلب از صحبت با دوستان و خانواده بی نهایت ناامیدند فقط به خاطر این که آنان با جملاتی مثل "آخی، بزودی بهتر میشی- این هم می گذره." قصد تسکین دادن وی را داشته اند. کسانیکه دست به خودکشی می زنند دوست دارند مثلاً به دیگران بگویند که چقدر دردمندند، ولی هیچ کس این حرفشان را نمی شنود. کلید یاری به این افراد کمک کردن به این امرست که دیگر احساس نکنند دیده نمی شوند. با وجودی که بیان سؤالاتی مثلِ "الان داری به خودکشی فکر می کنی؟" یا "برای این کار نقشه کشیدی؟" برخلاف نادیده شدن به نظر میایند، به شنوندۀ آن نیز تسکین و آرامش فوق العاده ای می دهند. این افراد می توانند احساس کنند که حداقل کسی صدایشان را به وضوح شنیده است. باور این امر بسیار سخت است، اما حقیقت دارد.

4- قصد خودکشی را ارزیابی کنید.
اگر کسی که در حال صحبت کردن با شماست اعتراف می کند که در آن لحظه دربارۀ خودکشی فکر می کند، و همچنین می گوید که در ذهن خود نقشه ای برای انجام آن دارد، لازمست بدانید که چقدر بر این فکر جدی است و تا آنجا که می توانید تمامی اطلاعات را بگیرید بنابراین هر کمکی می توانید بفرستید بهترین کمک ممکن است:
بپرسید: "آیا اسلحه ای داری؟ همراهته؟"
اگر ابزارش داروست، از چه نوعی است؟ و الان کجاست؟
"آیا پیش تر از این هم دربارۀ این موضوع فکر کرده اید؟" ایده هایی که شخص در محدودۀ زمانی معین در مورد نابود کردن خود داشته به تهدیدی بسیار جدی اشاره دارد.

5 -از شخص بخواهید که حین صحبت با شما ابزاری که قصد استفاده از آنها را داشته در اتاقی دیگر بگذارد.
وی احتمالاً می گوید، "چرا؟ بازم می تونم برم بیارم."  شما می گویید، "خوب، چطور فقط میشه همین حالا ابزار دور از ما نباشند؟ هر وقت بخوای می تونی بری بیاریشون. همین حالا، احتیاج دارم پیشم بمونی و به مکالمه مون تمرکز کنی." شاید به نظر سخت یا غیرنافذ بیاید، اما در واقع بسیار کارا و مؤثرست.
نخست اینکه شخص را وادار به تمرکز بر روی کسی به غیر از خودش می کند.
دوم، این تقریباً یک دستور مستقیم است.
 
 چنانچه این شخص در همان اتاق باشد، یا در این حالت با شما تلفنی صحبت می کند، به شما به عنوان مسؤول جزئی نگاه می کند. از این اختیار استفاده کنید تا شخص را به اطاعت از خود وادارید، حتی اگر فقط برای یک لحظه باشد.

6- از دوستی کمک بطلبید.

داشتن ایده هایی (خصوصاً مواردی که چندیست وی را سرگرم می کند)، یک نقشه و ابزار خودکشی، خطری بسیار جدی و ناگهانی بدنبال دارد و شما می بایست فوراً با پلیس تماس بگیرید. اگر در حال مکالمۀ تلفنی هستید، بهترین کار این است که فرد متوجه نشود شما در حال انجام چه اقدامی هستید. در حالت ایده آل، حین صحبت شما با وی، این طرف دوستی دارید که می تواند بدون سروصدا برود و برای ارسال کمک به فرد درحال خودکشی تماس بگیرد؛ در حالیکه شما روی خط تلفن او را مشغول نگه داشته و سعی در تسلای وی دارید و یا در غیر این صورت حداقل شخص را معطل نمایید تا کمک برسد.

 

اگر تنها هستید، سعی کنید از گوشی همراه دیگری استفاده کنید و در صورت امکان، پیامی بفرستید و کمک بطلبید. اگر در کنار شخص خودکشی کننده حضور دارید، کار شما کمی آسانتر است، چرا که خودکشی با حضور فردی دیگر به ندرت اتفاق می افتد. در برخی موارد ماندن در کنار شخص تا زمانی که به خواب برود یا آرام گیرد توصیه می شود. سعی نکنید آنها را متقاعد نمایید که زندگی شان خوب است. زیرا این مطلب بیشتر آزارشان خواهد داد. به این دسته از افراد بگویید که بخاطرشان آنجا حضور دارید بدین صورت به شما روی خواهند آورد و آنچه در ذهن خود می پرورانند به شما بازگو خواهند کرد.