• یونگ -. C.G. Jung- یک بار نوشت که: روان نژندی یا اختلال اعصاب – Neurosis – همیشه فرزندِ مشروعِ رنج است.
• ما هر طور شده سعی میکنیم از درد و رنج جلوگیری کنیم.
• تصور میکنیم که درد و رنج نباید بخشی از زندگی باشد.
• اما رنج بخشی از زندگی است، و همیشه خواهد بود.
• راز مواجهه با درد و رنج، قبول شجاعانه و تجربه آن است.
• اجتناب مداوم از دَرد و رَنج، تنها منتهی به تولید بیشتر دَرد و رَنج در قالب های مختلف روانی میشود. همانطور که در مورد اعتیاد است.
• بنابراین، وقتی رنج می آیند، باید قبولش کنیم، و از آن درس بگیریم.
• باید رنج را حس کنیم. در صورت لزوم آن را مدیریت مناسب پزشکی کنیم. همانطور که با دردهای مزمن جسمی، حملات هراس یا افسردگی شدید برخورد میکنیم.
• البته نیازی به خودآزاری و ایجاد درد و رنج هم نیست! زندگی برای هر یک از ما آنقدرش را فراهم می کند که کافی باشد.
• نکته مهم این است که آگاهانه، شجاعانه و با میل و علاقه به استفبال رنج برویم.
• هرچه بیشتر بتوانیم درد و رنج را قبول و تحمل کنیم، شفقت ما بیشتر میشود، و در داخل خود قوی تر میشویم.
• نیچه، – Nietzsche -: “هر آنچه مرا ویران نکند، قوی ترم می کند.”