شخصیت به انگلیسی: Personality) را میتوان آن الگوهای معین و مشخصی از تفکر، هیجان و رفتار تعریف کرد که سبک شخصی فرد را در تعامل با محیط اجتماعی و مادیاش رقم میزنند.به عبارت دیگر شخصیت شامل ویژگیهای نسبتاً با ثبات و پایدار است که در توصیف آنها از صفاتی همچون زودرنج، مضطرب، پر حرف، درونگرا و برونگرا و غیره استفاده میشود
تعریف شخصیت
شخصیت یعنی «مجموعهای از رفتار و شیوههای تفکر شخص در زندگی روزمره که با ویژگیهای بیهمتا بودن، ثبات (پایداری) و قابلیت پیش بینی» مشخص میشود. به نظر میرسد گوردن آلپورت، بهترین تعریف در مورد شخصیت ارائه داده است. او اشاره میکند، شخصیت، سازمان بندی پویایی در درون فرد است و شامل آن دسته از نظامهای روانی - فیزیکی که رفتار و تفکر او را تعیین میکند. از این تعریف چندین نکته قابل استنباط است.
بر پایه تعاریف بالا نکاتی درباره اصطلاح شخصیت روشن میشود:
بی همتایی و تفاوت: شخصیت یک فرد بیهمتاست و در عین بعضی مشابهتها، هیچ دو
شخصیت یکسان و همسان وجود ندارد.
ثبات داشتن (پایداری): اگر چه افراد در شرایط و محیطهای گوناگون در ظاهر رفتار
متضاد و مختلفی دارند، ولی در طول زمان (مثلاً چندین دهه) رفتار و واکنش و همچنین شیوه
تفکر آنها دارای یک در ثبات نسبی دائمی است.
قابلیت پیش بینی: با توجه کردن و مطالعه رفتار و نوع تفکر اشخاص میتوان سبک رفتاری و
تفکری افراد را با احتمال زیاد پیشبینی کرد. قابلیت پیشبینی رفتار با «ثبات در
رفتار» رابطه متقابل دارد.مانند مانیا پریش میتوان ایثار گر و فداکار باشیم.
از تعریف گوردن آلپورت میتوان دریافت: - شخصیت مجموعهای از عناصر است و به عنوان یک نظام با یکدیگر در رابطه هستند. - شخصیت مفهومی روانی در قالب یک کلیت فیزیکی دارد. - علت تعامل انسان با جهان شخصیت است. - تعامل فرد نتیجه ویژگیهای شخصیتی و موقعیتی است. -تجلی شخصیت به دو روش رفتار و تفکر است.
شخصیت میتواند سازگار یا ناسازگارانه باشد. «ناسازگاری» زمانی مطرح میشود که افراد قادر نباشند تفکر و رفتار خود را با محیط و تغییرات آن تطبیق دهند. سازگاری یا عدم سازگاری ارتباط نزدیکی با «انعطافپذیری» دارد. یک شخصیت سالم با وجود ثبات و پایداری به میزانی از انعطافپذیری بهره میبرد. اما افراد ناسازگار در برخورد با موقعیتهایی که واکنش به آنها مستلزم تغییرات و تصمیمات جدید است، تفکر و رفتار انعطافناپذیری از خود بروز میدهند؛ بنابراین، اختلال شخصیت یعنی « ناسازگاری شخصیت در برخورد با محیط و موقعیتها».
عوامل به وجود آورنده شخصیت
شخصیت ساخته وراثت و محیط است. انسان با ویژگیها ی ژنتیکی خاصی به دنیا میآید، و از آن پس سر و کار او با محیط اطراف خود خواهد بود. محیط نقش مهمی در شکل دهی شخصیت دارد. نمونههای روشن برای تاًثیر محیط بر شخصیت، کودکانی هستند که به تصادف در جنگلها یا در انزوا رشد کردهاند. برای مثال یک کشیش هندی به نام سینگ در جنگلهای هندوستان دو دختر را یافت و آنها را با خود به خانه برد. بر اساس گزارشِ سینگ این دو کودک در هنگام یافته شدن هیچگونه از رفتارهای انسانی را نداشتند. چهار دست و پا راه میرفتند، زوزه میکشیدند، از اجتماع گریزان بودند، تحریکپذیری آنها زیاد بود و روی هم رفته رفتار آنها مانند محیط شان بود. آنچه در دنیای امروز تأکید بیشتری بر روی آن میگردد این است که تأثیرپذیری انسانها از محیط بسیار قوی تر از تأثیر ژنتیکی است