فنون نظریه ساخت نگر
انطباق / برون سازی :روشی که درمانگر از طریق آن برای پیوستن به خانواده ، خود را با سیستم خانواده سازگار و هماهنگ می کند ، با یک حرکت حساب شده از سوی درمانگر برای مشابه شدن با خانواده ، جهت دستیابی به هدفی درمانی است . در درون سازی ، تاکید بر تطابق یا همسازی های شخص درمانگر با خانواده است . در برون سازی از فنون متفاوتی نظیر ابقاء ، تقلید و ردگیری استفاده می شود .
هم پیمان / اتحاد : نوعی ائتلاف میان دو یا چند نفر از اعضای خانواده است که با یکدیگر همکاری و اغلب در مخالفت با عضو دیگری از خانواده ، مشارکت می کنند .
بازگویی : از طریق این فن ، موقعیت در قالب بافت و محتوای متفاوتی با دید تازه ای بررسی می شود .
نامتعادل سازی یا تغییر خرده نظامها : درمانگر با حمایت از یک خرده نظام یا تغییر اجزای آن به تغییر درست سیستم خانواده کمک می کند .
فعال سازی : با این روش چگونگی تعامل اعضای خانواده ، الگوها و قواعدشان مشخص می شود .
مرز سازی : مرزها خطوط نامرئی هستند که رابطه افراد یا زیر مجموعه ها را با هم مشخص می کند. درمانگر با نفوذ به داخل خانواده مرزبندی ها را اصلاح می نماید .
بازسازی : خانواده از طریق تغییر الگوهای تعامل و سلسه مراتب موجود کارسازتر می شود . این فن از طریق استفاده از فعال سازی ، نامتعادل سازی و مرزبندی عمل می شود .
ایجاد صلاحیت و تقویت : به خانواده ها کمک می شود که از طریق بر جسته کردن رفتارهای مثبت کارسازتر شوند .
تشخیص : در ابتدای فرایند درمانی صورت می گیرد و به درمانگران اجازه می دهد که اصلاح کنند یا تغییر دهند .
اضافه کردن سازه های شناختی : عبارتند از پند و اندرز و اطلاعات ، جملات عملگرایانه و اضداد .پند و اندرز برای آرام کردن اعضای مظطرب خانواده ، جملات عملگرا برای کمک به تغییر کردن و اضداد و پیامهای گیج کننده برای ایجاد تغییر به وسیله ارسال پیام ضد تغییر است .
نقشه برداری خانواده : مثل بوئن که براساس نظریه بین نسلی خود برای ترسیم روابط خانوادگی سه نسلی گذشته از نسل نگار استفاده می کرد ، درمانگران ساخت نگر نیز از نمودار خانواده کمک می گیرند ، البته درباره ساختار کنونی خانواده .
در افتادن با ارتباط : از هر عضوی از خانواده خواسته می شود نام شخصی را که وی حرف خواهد زد و از وی می خواهد که به او پاسخ دهد ، ذکر کند . این روال به افراد کمک می کند که برای توصیف مشکلات و نیز حل انها از کلمات استفاده کند و بنابراین باعث افزایش توجه به محتوا می شود تا رابطه . پس ارتباط عقلانی به جای ارتباط عاطفی برقرار می شود .
در افتادن با ساخت : خانواده درمانگر الگوی تعامل درون خانواده را شناسایی می کند ، سپس خانواده تصمیم می گیرد از یکی از گزینه های زیر پیروی کند : تبعیت از الگوی موجود به طور مستقیم یا غیر مستقیم ، سرپیچی از الگو به صورت غیر مستقیم یا حذف کامل آن .
صرف غذا با خانواده : برای مشاهده تعاملی اعضای خانواده مخصوصاً در خانواده هایی که عضوی از آن دچار بی اشتهایی روانی شده است ، درمانگر با خانواده بر سر یک میز غذا حاضر می شود .
الگوهای مراوده ای : تغییر دادن فیزیکی ( ظاهری ) دوری و نزدیکی میان اعضای خانواده ، ساخت خانواده را تا حدودی تغییر و اصلاح می کند .