تعیین مشکل همراه با خانواده : مهم است که درمانگر و خانواده توافق داشته باشند که مسئله چیست و به چه مشکلی باید رسیدگی شود .

پافشاری بر تغییر مرتبه دوم ( کیفی ) : برنامه ریزی مداخلات برای ترغیب وقایع درون زندگی خانوادگی یا تغییر فراوانی و طول مدت یک اختلال باعث تغییر سازمان و ساخت خانواده می شود.

ستایش و تمجید : اظهار نظر مثبتی که همه اعضای خانواده می توانند با آن موافقت کنند .

سرنخ : رفتار معمول یک خانواده آیینه شده و ازآن به عنوان سرنخ استفاده می شود . هدف از این فن ، هشیار کردن خانواده نسبت به این عقیده است که احتمال تداوم بعضی رفتارها وجود دارد .

شاه کلید : این فن کاربرد جهانی دارد . با این مداخلات افراد خانواده مشکلات و وضعیتشان را به گونه ای دیگر می بینند مثل نوشتن افکار ، خواندن و سوزانیدن آنها ، انجام دادن یک کار متفاوت از کار همیشگی ، دقت در اتفاقی که در طول فاصله بین دو جلسه می افتد و ...   ( تکالیف کلیشه ای و قالبی )

تمرکز روی استثنائات ( پرسش استثنایاب ) : از طریق اشاره به موارد مستثنی قواعد ، مشکل را تخریب یا ساخ زدایی می کنند . درمانگر خانواده را ترغیب می کند تا مواقعی را که قادر به مهار مشکل هستند ، تعیین نمایند .

سوالات مربوط به معجزه : این فن برای هر عضو خانواه فرصت گمانه زنی را فراهم خواهد ساخت . آنها می توانند حدس بزنند که وقتی مشکل خانوادگی برطرف شد ، زندگی آنها چه وضعی خواهد داشت .

استفاده از گروه متخصصان انعکاس دهنده و آینه دو طرفه :کار تیمی انجام می شود.

مقیاس سازی : درمانگر خانواده را وا می دارد تا مقیاس عددی برای وضعیت امور در خانه درست کند .

برونی کردن :روشی در خانواده درمانی است که از طریق آن مشکل به عنوان چیزی بیرونی در نظر گرفته می شود و مسأله ذاتی مربوط به فرد نیست یعنی خود فرد مشکل نیست بلکه مسأله خود مشکل است . بیرونی کردن تاثیری ساختار شکن دارد زیرا مراجعان را به سمتی هدایت می کند که با خود مشکل ارتباط برقرار کنند ، درمانگر می تواند به منظور بیرونی کردن مشکل ، آن را نامگذاری کند .

با برونی ساختن مشکل درمانگر کمک می کند تا تفسیر دیگری از زندگی آنها ، فراهم آورد و گفتگوهای برونی کننده در بین آنها به وجو د آورد و از فنونی مانند : نامه های مکتوب برای درمانجویان ، جمع بندی جلسات دعوت از اعضای بی تفاوت برای حضور در جلسات آتی ، پرداختن به آینده استفاده می شود .